نمایندگان مردم از مردم حقوق می گیرند تا همه آنها را نمایندگی کنند نه بخشی از آنها را

پ پ پ

بسیاری از صاحب نظران مهمترین وظیفه سیاستمداران را «کنار هم آوردن مردم» To bring People Together می دانند.

دو ـ سه روز پیش رادیو را باز کردم. جاستین ترودو بود که داشت می گفت (قریب به مضمون): «وظیفه سیاستمداران کنار هم آوردن مردم است.»

دیدن بخشی از مردم و نادیده گرفتن بخش دیگر، شنیدن نظر بخشی از مردم و گوش بستن به نظر بخشی دیگر، اینها رفتارهایی متعلق به گذشته است، متعلق به رژیم های استبدادی و دیکتاتوری است که متاسفانه هنوز هم در بسیاری از کشورهای جهان بخصوص در خاورمیانه سلطه دارند و ما پیوسته آنها را محکوم می کنیم ـ در حقیقت بسیاری از مهاجران و پناهندگان برای فرار از سلطه آنان به کانادا پناه آورده اند و در سایه منشور حقوق و آزادیها زندگی می کنند و در پیشرفت کشور جدیدشان مشارکت می کنند و به اینکه کانادا در صدر جدول کشورهای آزاد و مدرن قرار دارد افتخار می کنند.



آگهی

در جریان مبارزات انتخاباتی اخیر آمریکا، برنی سندرز کاندیدای پیشین نامزدی دمکراتها، نمونه گویای اعتقاد به اصل فوق بود.

حتی محافظه کاران هم اغلب بر اهمیت این وظیفه تاکید می کنند. به دنبال انتخابات فدرال کانادا در سال 2011، بعد از آنکه استفن هارپر رهبر حزب محافظه کار بالاخره به اکثریت کرسی های پارلمان دست یافت و دولت اکثریت تشکیل داد، در نطق پیروزی اش گفت: «من نخست وزیر تمام کانادایی ها خواهم بود.»

البته او بعدا این وعده را نادیده گرفت و خط مشی ها و سیاستهایی اتخاذ کرد که به گفته منتقدان و رهبران اپوزیسیون آن زمان، از جمله جاستین ترودو رهبر حزب لیبرال، موجب جدایی بین کانادایی ها می شد.

دانلد ترامپ نامزد حزب جمهوریخواه آمریکا، نمونه بارز سیاستمدارانی است که می خواهند با ایجاد جدایی و تفرقه بین مردم به پیروزی برسند.

امروزه مردم دنیا همه به خوبی با شعارها و اظهارات تفرقه افکنانه ترامپ آشنا هستند که از جمله اسپانیش زبانها، مسلمانها و مسلمان تبارها، و گروههای مختلف مردم را از بقیه جدا می کند و بین آنها تفاوت های غیرواقعی قائل می شود.

جان دنور خواننده فقید آمریکایی روزگاری گفت: «موزیک مردم را کنار هم می آورد. امکان می دهد احساسات مشترکی را تجربه کنیم، مردم در همه جا در قلب و روح خود مشابه هم هستند، مهم نیست به چه زبانی صحبت می کنیم، رنگمان چیست، نحوه سیاست یا ابراز عشق یا ایمانمان چیست، موزیک ثابت می کند که ما همه مثل هم هستیم.»

“Music does bring people together. It allows us to experience the same emotions. People everywhere are the same in heart and spirit. No matter what language we speak, what color we are, the form of our politics or the expression of our love and our faith, music proves: We are the same.”

― John Denver

 کـاری کـه سیاستمدارانی نظیر دانلد ترامپ می کنند، نه تنها مضر، خطرناک و تشنج آفرین است، نه تنها در جهت عکس حرکت تمدن جهان است، بلکه با عقل سلیم و مقررات مدنی نیز در تضاد است زیرا این سیاستمداران، معمولا از سوی مردم انتخاب می شوند و حقوقشان را از مالیات مردم می گیرند و کارگزار مردم هستند. آنها از مردم حقوق می گیرند تا به نمایندگی از طـرف آنهـا در حوزه هایـی که به آنها سپرده می شود تصمیم گیری کنند.

مردم معمولی شاید رغبتی برای پیگیری مسائل سیاسی نشان ندهند، و نسبت به سیاستمداران ابراز کم اعتمادی کنند. مثلن کمتر در انتخابات شرکت کنند. ولی قطعا جنگ نمی خواهند، نزاع و ویرانی نمی خواهند، بیکاری و تبعیض و دوگانگـی (دبل استاندارد) و رابطه بـازی و نخبـه گـرایـی نمـی خواهند. تفرقـه و خشونـت نمی خواهند کافی است مروری بکنیم به مجموعه تظاهرات و راهپیمایی ها و گردهمایی ها و آکسیون های سیاسی ـ اجتماعی در دهه های اخیر در کشورهای مختلف.

اما به همبستگی، به گردهمایی های همگرایانه شاد و دوستانه، بسیار علاقمندند، و از همگرایی است که بیشترین استقبال را می کنند، نه از تفرق و خصومت ورزی.

دانلد ترامپ وقتی به باراک اوباما حمله می کند و سیاستهای او را «فاجعه» می نامد، نگاه به گذشته دارد.

مردم همه می دانند که در دوران 8 سال ریاست جمهوری آقای اوباما، آتش جنگها به مقدار چشمگیری فرو نشسته، و از ایجاد جنگ ها و مخاصمه های جدید تا میزان چشمگیری جلوگیری شده.

***

این موضوع را نمی توان در قالب محدود «محافظه کار» یا «لیبرال» تعریف کرد. گاهی لیبرالهایی را می بینی که گویی نگاه به عقب دارند، و به نوعی حرکت می کنند که بیشتر موجب تفرقه و جدایی بین مردم می شود، و گاه محافظه کارانی را می بینی که در برهه های کلیدی، به نفع بهم پیوستگی و همگرایی مردم قدم برمی دارند.

برایان مالرونی نخست وزیر سابق کانادا از جمله سیاستمداران محافظه کار پیشرو است که نگاه رو به جلو دارد.

او که با امضای توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) با آمریکا و مکزیک نقشی اساسی در پیشرفت کانادا در دهه های اخیر ایفا کرده، در مقاطع مختلف با نظرات صریح و روشن، که گاهی در تقابل با نظرات دیگر محافظه کاران بوده، در جهت همگرایی و کنار هم آوردن مردم قدم برداشته.

هفته پیش در مقاله ای به قلم مشهود ناصری تحت عنوان «تهدید علیه `ارزشهای کانادایی: مهاجرین یا سیاستهای تفرقه افکن»، به اقدام «کلی لیچ» نماینده انتاریو در پارلمان کانادا و کاندیدای رهبری حزب محافظه کار اشاره شد که در یک نظرسنجی از مردم پرسیده که آیا دولت کانادا باید مهاجران و پناهندگان را بر اساس «ارزشهای ضدکانادایی» غربال کند یا خیر.»

برایان مالرونی این هفته پاسخ او را داد و گفت لازم به انجام چنین کاری نیست.

آقای مالرونی روز سه شنبه دردانشگاه کلگری گفت: «ما سیستم خوبی داریم، مردم همینطوری جلوی در ظاهر نمی شوند، آنها (مهاجران) براساس معیارهای معینی انتخاب می شوند، اگر این شرایط را داشته باشند، فکر می کنم همان کافی است.»

Loading Facebook Comments ...