قسمت هشتم: ماده و ضد ماده

طنز ایرونی: ماجراهای ایرونی شدن استیو – ۸

پ پ پ

دوستم استیو سخت عاشق یه دختر ایرونی شده و برا ازدواج با او قصد داره ایرونی بشه. اسمشو به غلامحسین تغییر داده و از من خواسته بهش یاد بدم چه جوری ایرونی بشه. در جلسات قبلی بعضی از آداب رو مث مهمونی رفتن و رانندگی کردن بهش گوشزد کردم، ادامه داستان:

****

یه روز صبح که قرار بود استیو بیاد بازم درس رانندگی بگیره ازش خبری نشد، به ساعت نیگا کردم و دیدم نزدیک دهه، پیش خودم فکر کردم ای کاش ساعت شیش صبح بود که وقتی بهش تلفن می کنم بیدار شه ولی متاسفانه ساعت ده بود و حتمن بیدار شده بود، این بود که منم رفتم سرکار و زندگیم که شامل رفتن به دادگاه بود برا تیکت رانندگی، اونجا تلفن دستیم زنگ خورد، استیو بود.
ـ غلامحسین جون کجایی بابا نگرانت شدم.
ـ آخـه دیشب تا صبح بد خوابیدم، هی خواب می دیدم تو ایرون تصادف کردم و دارم با خودم هی میگم «خب حالا مگه چی شده؟»
ـ عیب نداره امشب میریم خودمونو میندازیم خونه یکی از دوستان برا شام یه خرده حالت بهتر میشه.
ـ آخه من اول باید درس رانندگیم تکمیل بشه هنوز خیلی چیزا مونده یاد بگیرم.
ـ نه استیو جون چیزی نمونده، فقط یه چن تا چیز کوچولو مونده اونا رو هم که یاد بگیری میتونی بری ایرون راننده اتوبوس بشی که تخمه بشکنی و پوستشو از پنجره تف کنی رو سر عابر پیاده، یکی از نکاتی که باقی مونده و تو ایرون خیلی مهمه، جای پارکه، چون اندازه جای پارک همیشه نصف طول ماشین بیشتر نیست، برا همین باید یاد بگیری چطوری با ظرافت و با سلیقه بکوبی به ماشینای جلو و عقب تا جا باز شه. اگه جاش غیرقانونی بود هیچ اشکالی نداره، نیگا کن ببین اگه جریمه رو ماشین عقبی یا جلویی هست وردار بذار رو شیشه ماشین خودت که جریمه نشی. اگه دو تا چرخ جلوی ماشینت رفت رو صندوق عقب ماشین جلویی هیچ اشکالی نداره اصلن راننده اون ماشین خوشحال هم میشه که شما لطف کردین و قدم رنجه فرمودین و ماشین ایشون رو قُر کردین.
ـ اونجا کمربندم باید بست؟
ـ اگه میخوای مردم بهت بخندن بد فکری نیست وگرنه از لحاظ ایمنی هیچ احتیاجی نیست چون که تو هر ماشین دو یا سه برابر ظرفیتش مسافر می چپونن، برا همین مردم اونقدر کیپ هم می شینن که از هر کمربندی محکمتره.
ـ چیزی که اون دفعه راجع به دست به فرمون می گفتی چی بود؟
ـ آهان، اونجا دست به فرمون بودن از دکتر بودن پر ارزش تره، همونطور که تو آمریکا اگه بسکتبالت خوب باشه می تونی دوست دختر پیدا کنی تو ایرون دست به فرمون خوب داشتن باعث محبوبیته. دست به فرمون خوب داشتن یعنی اینکه هدف اصلی از رانندگی رسیدن به مقصد نیس بلکه از دیگرون جلو زدن و تا یه سانتی متری ماشینای دیگه رفتن ولی تصادف نکردن و روی راننده های دیگه رو کم کردنه.

ـ اینجا یه چیزو من نمی فهمم، تو که اون دفعه بهم یاد دادی چطور همش باید تعارف کنی و بفرما بزنی و مثلن از در که میخوای بری چطور دیگرون رو قبل از خودت تو بفرستی، پس چطور موقع رانندگی کاملن برعکس اینه و همه می خوان حق همدیگه رو بخورن؟
ـ آهان، تازه داری می رسی به یه بحث خیلی مهمی که اساس کار رو تشکیل میده، آیا قانون کوانتوم فیزیک و ماده و ضد ماده رو خوندی؟
ـ فیزیک به رانندگی چه ربطی داره؟
ـ ده آخه گوش نمیکنی، ربط داره دیگه، همونطوری که کهکشونا به توازن بین تضاد ماده و ضد ماده بنده، و بدون اون از هم می پاشه، رانندگی تو ایرون نیز با این تضادها رانندگیه وگرنه تبدیل میشه به رانندگی تو آلمان و همه صبح مرتـب و منظـم می رفتن سرکار و شب می اومدن خوونه، آبجو می خوردن و به فرانسویا انتقاد می کردن و می خوابیدن و همه همیشه از زندگیشون ناراضی بودن و می گفتن کاشکی ایرون بود.



آگهی

ـ آخه چطوری میشه با چنین سیستم هرج و مرج و شلوغی رانندگی کرد؟
ـ آهان … این در ظاهر ممکنه هرج و مرج باشه ولی در واقع از هر فرمول ریاضی و شیمی و فیزیک اتمی پیشرفته تر و پیچیده تره. در جایی که خیابونا ظرفیت یه پنجم خودروها را بیشتر ندارن مردم با نبوغ خود این مسئله رو حل کردن، اگه سر چراغ قرمز کسی نمی ایسته و از هر چهار طرف در اون واحد همه ماشینا در حال رفت و آمد هستن این از معجزه دست کمی نداره، تو غرب با قوانین زیاد و چراغ پشت چراغ و جریمه و پل و فری وی های 12 طبقه و 25 خطه، تعداد ماشینی رو که در اون واحد از یه خیابون رد می کنن خیلی کمتر از تعداد ماشیناییه که از خیابونای باریک صد و پنجاه ساله ایرون بدون پل و چراغ و قانون رد می کنن. اگه خوب فکر کنی در میون هرج و مرج ظاهری یه نبوغ مافوق بشری می بینی که با چپوندن شیش تا ماشین تو خیابون سه خطی ظرفیت عرضی رو دو برابر، با کاستن فاصله ماشینای در حال حرکت به چن میلیمتر، ظرفیت طولی رو ده برابر کردن.

در اینجا دیدم غلامحسین با سکوت محض خود نشون می ده که چقدر عظمت و شکوه رانندگی تو ایرون رو داره تحسین می کنه.
ـ حالا مگه چی شده؟
ـ دیگه می خواستی چی بشه؟
ـ آفرین پسر خوب، برو حاضر شو امشب شام بریم خونه یکی از دوستان.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید