قسمت هفتم: حالا مگه چی شده؟

طنز ایرونی: ماجراهای ایرونی شدن استیو – ۷

پ پ پ

دوستم استیو سخت عاشق یه دختر ایرونی شده و برا ازدواج با او قصد داره ایرونی بشه. اسمشو به غلامحسین تغییر داده و از من خواسته بهش یاد بدم چه جوری ایرونی بشه. در جلسات قبلی بعضی از آداب رو بهش گوشزد کردم، ادامه داستان:

****

در قسمت بعدی درس رانندگی به استیو رفتیم سراغ قوانین رانندگی.

ـ قوانین رانندگی در ایرون در واقع یه مسئله شخصیه، اگه وجدانت اجازه میده در جهت مخالف ترافیک حرکت کنی این کار خیلی پسندیده است و رانندگان دیگه هیچ مسئله ای با اون ندارن، دور زدن هر جا که عشقته هم مانعی نداره مگه اینکه وسط خیابون یه دیوار کشیده باشن که خب اینم زیاد عجیب نیست، تو خیابون یه طرفه هم بعضی وقتا محبوری خلاف جهت بری چون یا ترافیک کمه یا حوصله اون طرف رو نداری، اگه تو اتوبانی و خیابونی که باید از اون بیایی بیرون رو رد کردی، اصلن اشکالی نداره، عقبی برگرد تا برسی بهش و بیای بیرون، اگه کسی بوق زد دست تکون بده فکر کنن آشنایی، در ضمن یادت باشه شبا چراغتو روشن نکنی چون باطری مصرف میشه.



آگهی

ـ اگه این کارا رو بکنی که پلیس نگرت میداره و بهت تیکت میده.
ـ نه بابا، پلیسای اونجا خونسردن، فوقش اگه نگهت داشت میایی پایین یه سوم جریمه رو نقدی میذاری زیر گواهینامه و میدی بهش و مسئله حل میشه.
ـ اِ… این که میشه رشوه!
ـ نه غلامحسین جون، رشوه مشوه که به این چیزا نمیگن، این فقط واسه اینه که بیخود آدم کارش به دادگاه و پول فرستادن به مرکزو این مسخره بازیا نکشه، می بینی اونجا مسائل خیلی راحت تر از اینجا حل میشه.
استیو با دقت داشت گوش می کرد که دیدم زمان مناسبیه تا چن تا از اون نکته های آبدار رو هم براش بگم:
ـ نکته دیگه اینکه سر چراغ قرمزا، فقط بعد از اینکه مجبورت کردن، بایستی. بعدشم باید حواست جمع باشه به محض اینکه جلوت باز شد راه بیفتی وگرنه از عقبی فحش می شنوی.
ـ مگه نباید اول چراغ سبز بشه تا من بتونم برم؟
ـ نه بابا، خودتو ناراحت این جزییات نکن، تو کار خودتو بکن بقیه هم کار خودشونو بلدن، اونجا مث اینجا نیست که فوفول بازی بکنن و یکی یکی هر وقت حوصله داشتن تازه راه بیفتن، اونجا هر هزار تا ماشین هم زمون گاز میدن و راه میفتن، اگه خدای نکرده تو صبر کنی تا چراغ سبز بشه، کل نظم رو بهم میریزی و ممکنه کامیون پشت سرت که منتظر نمیشه تا تو اول راه بیفتی کار خودشو بکنه و از رو ماشینت رد بشه.

استیو آب دهنشو با ترس قورت داد:
ـ اگه یه وقت تصادف کردم چی؟
ـ هیچ ناراحت نشو، اصلن چیز مهمی نیست، اصلن رانندگی تو ایرون لطفش به تصادفاشه، اگه تقصیر تو باشه میای بیرون و قیافه حق به جانب میگیری و میگی خب حالا مگه چی شده؟ این جمله یکی از مهمترین جملات فارسیه که هر کی میخواد ایرونی موفقی باشه باید بتونه مث یه هنرپیشه اسکاری هالیوود اونو تحویل بده، اصلن اگه اینو درست بگی میتونی بدترین تصادفو که کلش تقصیر تو بوده کاملن ماست مالی کنی.
ـ روش ماست بمالم؟
ـ آره دیگه میری بقالی یه کاسه ماست خوب میخری می مالی رو هر چی جا ترمزه.
ـ ولی اومدیم تصادف گردن اون یکی راننده بود؟
ـ میای بیرون صداتو کلفت می کنی میگی آقا چه خبرته؟ مگه کله می بری؟ چرا نیگا نمی کنی؟ کجا میری؟ اصلن مگه تو کوری که زدی صد میلیون تومن به من خسارت وارد کردی؟ بزنم پای اون چشم کورت یه بادمجون بکارم؟
ـ آخه مگه اونم نمیاد بیرون بگه، خوب حالا مگه چی شده؟
ـ پس چی، گفتم که مهمترین جمله ای که باید هر روز جلو آینه وایستی تمرین کنی همینه، چون طرفت هم همین کارو می کنه، باید آمادگی جوابشو داشته باشی و بگی: ده؟ چی شده؟ میخواستی دیگه چی بشه؟ جمله دیگه میخواستی چی بشه رو اصلن باید از جمله حالا مگه چی شده بیشتر تمرین کنی چون خیلی اثر داره، داری اینا رو می نویسی؟ آ باریک اله پسر، بنویس، بنویس یادت نره، «حالا مگه چی شده؟» و «می خواستی دیگه چی بشه؟» تو این دو تا جمله رو که بلد باشی از پس تموم تصادفات برمیای.
به اینجا که رسیدیم، استیو نفس بلندی کشید و پرسید: همین بود دیگه، نه؟
ـ نخیر، بازم مونده که یاد بگیری ولی اول بریم یه پیتزا تو مارو مهمون کن چون درس بعدی خیلی انرژی می خواد.

موقع رفتن به پیتزایی استیو حواسش پرت شد و شایدم عمدن برا تمرین، زد به یه ماشین دیگه، راننده ش اومد بیرون و گفت:
ـ آقا این چه طرز رانندگیه؟!
استیو صداشو کلفت کرد و گفت:
ـ خوب حالا مگه چی شده؟
ـ دیگه میخواستی چی بشه؟

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید