شرفِ عرض – ۱۵

پ پ پ

مسئله آلودگی هوای تهران چگونه حل شد
به علت تصادف های زیاد در جاده های ایران، مسئولین ترافیک بعد از سالها بررسی به این نتیجه رسیدند اگر کارخانه های خودروسازی به هر خریدار یک گوسفند هم بفروشند تا ذبح شود، از میزان تصادف ها کم می شود.

اول بار کارخانه ایران خودرو از این پیشنهاد استقبال کرد، و هر خریدار هنگام خرید ماشین یک گوسفند هم می خرید. با این ابتکار تعداد خریداران ایران خودرو افزایش یافت.

سایپا برای اینکه از قافله عقب نماند، اعلام کرد که به هر خریدار یک گوسفند مجانی نیز می دهد. خریداران بسوی کارخانه سایپا سرازیر شدند.

ایران خودرو قسمتی از کارخانه خود را تبدیل به کشتارگاه کرد و به آنها این انتخاب را داد که گوسفند همانجا در کارخانه ذبح شود و خریدار با خیال راحت از ماشین خود استفاده کند و در عین حال این پیشنهاد را با دادن 2 گوسفند مجانی به خریدار تکمیل کرد. دوباره خریداران ایران خودرو بیشتر شدند.

پارس خودرو که تا بحال ساکت بود و نظاره می کرد، یکباره اعلام کرد در مقابل خرید هر ماشین یک گاو مجانی می دهد. سیل خریداران بسوی پارس خودرو سرازیر شد.

بتدریج کارخانه های خودرو سازی قسمتهای بیشتری از فضای خود را تبدیل به دامداری و کشتارگاه می کردند.

ایران خودرو دست به ابتکار جدیدی زد و تعداد زیادی اسب وارد کرد و بدین ترتیب بیشتر خـریـداران در عـوض ماشیـن اسب می خریدند.

خریداران هم در خانه های خود به کار دامداری مشغول شده و بعضی هم به پیروی از گاندی بجای اداره رفتن و 8 ساعت پشت کامپیوتر نشستن، شروع به نخ ریسی کرده و از این راه زندگی خود را می گذراندند. از آنجا که دیگر کسی از ماشین استفاده نمی کرد، در خیابان ها درشکه ها براه افتادند.

در همین دوران هفت خط مترو هم ساخته و آماده بهره برداری شد. حالا مردم از مترو بیشتر برای حمل و نقل دامها استفاده می کردند.

بتدریج ایران که یک صادر کننده خودرو و یک وارد کننده دام بود تبدیل به بزرگترین صادر کننده دام در دنیا شد و البته مسئله آلودگی هوای تهران هم حل شد.
1387

نماز شب در ویلای مجلل در میگون
ساعت ده و نیم شب، حاج آقا با زنگ ساعت از خواب بیدار می شود. می خواهد نماز شب بخواند، به دستشوئی می رود، آب نیست، عصبانی می شود و سریع به اطاق علی پسرش می رود. علت نبود آب را می پرسد. علی گیج و منگ است، نمی داند چه بگوید، به فکرش می رسد بروند سرایدار را بیدار کنند و از او بپرسند.

سرایدار که غرق خواب بوده هول زده بیدار می شود و حاج آقا و علی آقا را بالای سرش می بیند. علت قطع آب چیست؟ ناگهان یادش می آید آخر شب شیر منبع آب به ساختمان را بسته است، سریع می دود و آن را باز می کند. حاج آقا نگاه شماتت باری به او می اندازد و به داخل ویلا می رود و با حالتی روحانی نماز شب را می خواند.

ساعت چهار و نیم صبح ، حاج آقا با زنگ ساعت بیدار می شود، وقت نماز صبح رسیده. حاج آقا، علی، صادق، اصغر و احمد، دخترها و نوه ها را بیدار می کند، همه گیج و منگ بلند می شوند و به سوی دستشوئی می روند. بعضی اصلاً وضو نمی گیرند. بعضی هم دوباره برمی گردند روی تخت و می خوابند و یک الله اکبر بلند می گویند و بخواب می روند. بعضی هم نماز صبح را میخوانند. ساعت 6 صبح، حاج آقا می خواهد به تهران برود، همه بیدار می شوند که او موقع صبحانه تنها نباشد. حاج آقا راه می افتد. همه با خستگی به طرف تخت ها می روند.
1385 تهران

مرسی
یادم می آید 7 ساله بودم که یک روز آشپز در ازای انعامی که گرفته بود به میهمان گفت مرسی. مادر بزرگم بسیار عصبانی شد و به او گفت: چرا بجای متشکرم می گویی مرسی؟

بار دوم مربوط به زمانی است که 18 ساله بودم و با دوست فرانسوی ام به یک مزرعه گندم رفته بودیم.

ماشین عظیمی در حال درو گندم بود. دوستم پرسید بـه این ماشین هـا چـه می گویند؟ از راننده پرسیدم، جواب داد: کمباین. دوستم گفت چرا می گویند کمباین و نمی گویند کمبین. قدری بفکر فرو رفتم و جواب دادم آخر این ماشین ها را از آمریکا می آورند و بهمین دلیل به آنها می گویند کمباین. رفیق فرانسوی ام قانع نشد.

بعد انقلاب شد، سفارت آمریکا هم اشغال شد و همه خارجی ها را هم بیرون کردند. بعد انقلاب فرهنگی شد.

28 سال از انقلاب می گذشت که دوباره با دوست فرانسوی ام در تاکسی نشسته بودیم و خانمی با چادر و مقنعه در حال صحبت با موبایل بود. ضمن صحبت گفت:
فردا لیست ماشین آلات را برایتان Send می کنیم. دوباره دوستم پرسید چرا می گوید Send. جوابی نداشتم به او بدهم. از من پرسید آیا راهی هست که دوباره زبان فرانسه را احیا کرد؟ قدری فکر کردم و گفتم:
It is too late
13 آبان 1386

Loading Facebook Comments ...