زنان شاهنامه: ماه آفرید و مریم

پ پ پ

36ـ ماه آفرید Mahafarid (مادربزرگ منوچهر شاه، کنیز و همسر ایرج)
در داستان پادشاهی فریدون: گفتار اندر زادن ایرج
ماه آفرید کنیز و همسر ایرج و مادربزرگ منوچهر شاه است.

فریدون پس از مرگ پسر عزیزش ایرج در شبستان او کاوش نموده کنیزی را می یابد به نام ماه آفرید که از ایرج باردار است. بسیار شادمان می شود ولی ماه آفرید دختر می زاید و فریدون ناامید می شود و این دختر را پس از بزرگ شدن به پسر برادرش پشنگ به همسری می دهد. از پشنگ پسری به نام منوچهر متولد می گردد کـه انتقام خون جد را از عموها می گیرد.

استاد خردمند طوس چنین می سراید:
برآمد برین نیز یک چند گاه
شبستان ایرج نگه کرد شاه
یکی خوب چهره پرستنده دید
کجا نام او بود ماه آفرید
که ایرج بر او مهر بسیار داشت
قضا را کنیزک ازو بار داشت
چو هنگامه زادن آمد پدید
یکی دختر آمد ز ماه آفرید
نیا نامزد کرد شویش پشنگ
بدو داد و چندی برآمد درنگ
پشنگ آنکه پور برادرش بود
نژاد از گرانمایه گوهرش بود
بدادش بدان نامبردار شوی
چو یک چندگاهی برآمد براوی
می روشن آورد و پر مایه جام
مناچهر را شد منوچهر نام
37ـ مریم Maryam (دختر قیصر، همسر خسرو پرویز، مادر شیرویه.)
در داستان پادشاهی خسروپرویز: فرستادن قیصر لشگر و دختر نزد خسرو



آگهی

مریم دختر قیصر، همسر خسرو پرویز و مادر شیرویه می باشد. پس از شکست خسرو پرویز از بهرام چوبینه خسرو به روم گریخت و به قیصر روم پناهنده شد و از او یاری خواست. قیصر برای برقراری رابطه حسنه با ایران و به حکم دوستی دختر خود مریم را به خسرو داد.
این بانو زنی نیکو روی و پاکیزه خوی بود. قیصر علاوه بر آن لشگری به سرداری برادر خود نیاطوس به همراه او کرد.
خسرو با این سپاه در چند جنگ علیه بهرام چوبینه او را شکست داده دوباره تخت و تاج ایران را به دست آورد. شاعر آزاده حکیم فردوسی طوسی درباره پند قیصر به مریم چنین می سراید:

بفرمود تا مردم آمدش پیش
سخن گفت با او ز اندازه بیش
بدو گفت تا مرز ایرانیان
نگه دار و مگشای بند از میان
برهنه نباید که خسرو ترا
ببیند که کاری رسد نو تو را

پس از شش سال از این ازدواج مریم پسری به دنیا آورد به نام شیرویه که نام پنهانی او قباد بود.

این بانو زنی دانا و شوهردوست بود و پدرش قیصر او را بسیار دوست داشت. از این روی او را با جهیزیه بسیار به خسروپرویز داد و تا چند منزل دختر خود را بدرقه کرد. قبل از بدرقه اشعار فوق را با عنوان سفارش به مریم تقدیم نمود. عاقبت مریم به زهر شیرین درگذشت:
ز مریم همی بود شیرین بدرد
همیشه ز رشکش دو رخساره زرد
بفرجام شیرین بدو زهر داد

Loading Facebook Comments ...