قسمت پنجم: زنان صاحب نام

زنان شاهنامه: انوشه، به آفرید، پورانداخت

پ پ پ

جمال الدین حائری در سال 1293 در ساری متولد شد. او شاهنامه خوانی را در 5 سالگی نزد برادر بزرگترش آغاز کرد. او این کتاب را در سال 1370 نوشت اما کتاب در تابستان 1383 برای اولین بار به چاپ رسید. جمال الدین حائری چند سال پیش درگذشت. پسر ایشان محمدرضا حائری در مقدمه کتاب در باره پدرش می نویسد: «هنوز در 90 سالگی چون به داستان سهراب می رسند و آن را به آخر می رسانند سخت می گریند و اگر سرحال باشند با 4 حالت و مایـه موسیقـی اشعـار شاهنامه
را به آواز می خوانند.»

8ـ انوشه Anoshah (دختر بهرام موسوم به نرسی همسر طایر عرب)
در داستان شاپور ذوالاکتاف: بردن طایر عرب دختر نرسی را

دختر بهرام موسوم به نرسی که اسیر طایر عرب گشته و همسر او می شود. چنان که در داستان مالکه خواهید خواند طایر عرب که از قبیله غشانیان بود به تیسفون حمله کرد. انوشه را اسیر کرده به یمن می برد و همسر خود می نماید و از او دختری به نام مالکه به وجود می آید. فردوسی بزرگ استاد سخن درباره این بانو چنین می سراید.



آگهی

در آنجا یکی عمه بُد شاه را
که در خور بدی فرّ او گاه را
چو آگه شد از عمه شهریار
کجا نوشه بُد نام آن نوبهار
ز ایوانش بردند و کردند اسیر
که دانا نبودند و دانش پذیر
پس از یکسال:
چو یکسال نزدیک طایر بماند
از اندیشه گان دل به خون درفشاند
این ازدواج چون از روی اجبار و اکراه بوده نتیجه بدی به بار آورد که همان مرگ طایر به دست شاپور ذوالاکتاف به وسیله دخترش مالکه می باشد.

9ـ به آفرید Behafarid (دختر گشتاسب پادشاه کیانی، خواهر اسفندیار رویین تن)
در داستان هفت خوان اسفندیار: کشتن اسفندیار ارجاسب را.

این بانو دختر گشتاسب پادشاه کیانی و خواهر اسفندیار رویین تن می باشد. این شاهزاده خانم و خواهرش همای در جنگ بین پدرش، گشتاسب، با ارجاسب، پادشاه توران، اسیر شدند و اسفندیار آنها را از بند رهانید.

اسفندیار برای رهایی خواهران به صورت بازرگان وارد رویین دژ محل اقامت ارجاسب می شود و ارجاسب را کشته، خواهران را نجات می دهد.

شاعر گرانمایه حکیم طوس درباره این شاهزاده خانم چنین می سراید:

به درگاه ارجاسب آمد دلیر
زره دار و غران به کردار شیر
چو بانگ خروش آمدش در سرای
دوان پیش آزاده آمد همای
ابا خواهر خویش به آفرید
ز خون مژه هر دو رخ ناپدید
دگر نیز پر مایه به آفرید
تو گویی مرا در جهان خود ندید

10ـ پورانداخت Purandoxt (خواهر آزرمیدخت، دختر خسرو پرویز)
در داستان پادشاهی پورانداخت

او هم خواهر آذرمیدخت و دختر خسرو پرویز پادشاه ساسانی بود. حکیم پر مایه درباره او چنین بیان می فرماید:

یکی دختری بود پوران به نام
چو زن شاه شد کارها گشت خام
چنین گفت پس دخت پوران که من
نخواهم پراکندن انجمن
ز کشور کنم دور بدخواه را
بر آئین شاهان کنم راه را

پورانداخت دستور داد «پیروز خسرو» که اردشیر پسر شیرویه را کشته بود گرفته به حضورش آورند، پس از عتاب بسیار «پیروز خسرو» را به کره اسبی بسته و چندین سوار را مامور کرد تا کره اسب را تازیانه بزنند. کره اسب پیروز خسرو را آنقدر به روی زمین کشید تا تکه تکه شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

Loading Facebook Comments ...