روشنفکران، چامسکی، و سه دقیقه تا نیمه شب

پ پ پ

«از سال 1947 `بولتن دانشمندان هسته ای` ساعتی را به نمایش گذاشته به نام Doomsday Clock که زمان باقیمانده تا فاجعه اتمی را نشان می دهد. عقربه های این ساعت بسته به شرایط جهان نشان می دهند که چه مقدار فرصت تا فاجعه هسته ای وجود دارد. ساعت 12 لحظه فاجعه هسته ای است. سال گذشته عقربه های این ساعت دو دقیقه به ساعت 12 نزدیک تر شدند؛ در واقع اکنون فقط 3 دقیقه تا ساعت 12 فاصله دارند.»
نوام چامسکی

در پی مناظره سه شنبه شب کاندیداهای معاونت دانلد ترامپ و هیلاری کلینتون، روزنامه ها شروع به «راستی آزمایی» کردند و نوشتند.
 
مایک پنس (از تیکت دانلد ترامپ) 17 ادعای اشتباه و تیم کین (از تیکت هیلاری کلینتون) 11 ادعای اشتباه داشتند.

کسانی که می خواهند سکان رهبری قدرتمندترین کشور جهان آمریکا (و به تعبیر خودشان تمام جهان) را به دست گیرند این همه ادعای اشتباه می کنند، از دیگران و از مردم عادی چه انتظاری می توان داشت؟

اینها می آیند و رهبری قدرتمندترین کشور جهان را به دست می گیرند و بعد به چپ و راست و بالا و پایین، به همه ایراد می گیرند و به همه درس «راستی و درستی» می دهند.

با همین ادعاهای غلط و جعلی بود که جمهوریخواهان به رهبری جورج دبلیو بوش و دیک چینی به عراق حمله کردند که نتیجه اش ویرانی، و مرگ صدها هزار نفر مردم عراق و بیش از پنج هزار سرباز آمریکایی بود.

اما کسی از آن صدها هزار قربانی که اغلبشان زن و کودک بودند یاد نمی کند.

روشنفکران حقیقی، و فعالان جدی حقوق بشر سعی می کنند همه فجایع را ببینند ـ نه بخشی از آنها را به شکل گزینشی و بسته به مصالح گروهی. مصلحان جدی جهان را هم زیر نظر دارند، تاریخ را از نظر دور نمی دارند. آنها کره زمین را چون یک کشتی می بینند که مردم جهان همه سرنشینان آن هستند. آنها سلامت کشتی را طلب می کنند؛ چون که صد آید نود هم پیش ماست. آنها نیک می دانند که  نجات این کشتی منوط به کمک و همگرایی همه سرنشینان آن است.

مصلحان واقعی هم صدها هزار قربانی حملات مرگبار آمریکا به ویتنام در دهه 1960 و نیمه اول دهه 1970 را می بینند و هم صدها هزار قربانیان جنگ 8 ساله ایران و عراق را و هم صدها هزار قربانیان اشغال عراق توسط آمریکا را و هم صدها هزار قربانیان جنگ نیابتی در سوریه را و هم خیلی دیگر از فجایع انسانی که در دوران ما رخ داده و می دهد، و ـ البته فقط بخشی از آنها به شکل گزینشی و بسته به مصالح گروهی ـ توسط شبکه های تصویری و تلویزیونی نمایش داده می شوند.

سرکوب نهضت ملی دکتر مصدق و کودتای 28 مرداد در ایران و سرکوب نهضت دمکراتیک دکتر آلنده و کودتای 1973 شیلی، کشتار و سوزاندن ساکنان دهکده مایلای در جریان جنگ ویتنام، و کشتار زندانیان سیاسی بی دفاع در زندانهای رژیم های مستبد و خودکامه، اینها همه محکومند.

به قول زبانشناس اندیشمند و مصلح بزرگ نوام چامسکی: «چه جهانی را می خواهیم برای بچه ها و نوادگانمان به جا بگذاریم؟ پاسخ به این سئوال تصویر زیبایی نخواهد بود.»

توضیحات چامسکی البته روشن و ساده است. اگر کسی دغدغه انسان را در حال و آینده داشته باشد، و همه جانبه به دنیا بنگرد، به آسانی به این نتیجه گیری چامسکی می رسد که:
«دو میراث کنونی بشر کاملن (بر سرنوشت بشر) سایه افکنده اند: زیرا به طور جدی بقای نوع بشر را تهدید می کنند: جنگ هسته ای و فاجعه محیط زیست.»

به گفته چامسکی، کمتر کسی (منظور تصمیم گیرندگان و مدعیان روشنفکری است) به این تهدیدات به طور جدی می اندیشد، و اغلب تصمیماتی که اکنون گرفته می شود غلظت این تهدیدات را بیشتر می کند.

چامسکی در یکی از سخنرانی هایی که چند سال پیش داشت به نکته جالب و مهمی اشاره می کند. او به بیانیه ای از هنری کیسینجر و دو تن دیگر از چهره های شاخص سیاست آمریکا اشاره می کند که مدتی قبل خواستار «جهانی بدون سلاح هستـه ای» شده بودند. چامسکی می گوید این سه نفر به درستی به خطر سلاح های هسته ای برای آینده بشر وقوف داشته اند و می دانند در صورتی که برای خلع سلاح هسته ای جهان به موقع اقدام نشود، تهدید نابودی بشر به وسیله منازعات هسته ای بسیار بسیار جدی خواهد شد.

***

هنری کیسینجر مشاور امنیت ملی و وزیر خارجه آمریکا از حزب جمهوریخواه در سالهای 1969 تا 1977 بود. به دنبال آنکه صاحبان کمپانی های عظیم آمریکایی ادامه جنگ ویتنام را به زیان خود دیدند و دولت وقت را به دست برداشتن از ادامه سیاست سرزمین سوخته در ویتنام فرا خواندند، هنری کیسینجر مذاکرات صلح با ویتنام شمالی به رهبری هوشی مین را هدایت کرد که سرانجام به عقب نشینی آمریکا و صلح در ویتنام منجر شد. برقراری روابط دیپلماتیک و تجاری با چین نیز از دیگر دستاوردهایی است که هنری کیسینجر در آن نقش رهبری داشت.

***

موضوع برقراری روابط دیپلماتیک بین کانادا و ایران را از پنجره فراخی که به آن اشاره کردیم نیز می توان دید.

در سالهای اخیر چالش های جهانی بر سر کسب قدرت بیشتر اقتصادی، سیاسی، و نظامی، هم به شکل مستقیم و هم به طور نیابتی در خاورمیانه به لباس جنگ درآمده اند.

خاورمیانه به میدان اصلی این مصاف تبدیل شده. به دلایل گوناگون سرزمین مادری ما ایران در پیکان این مصاف قرار گرفته. احتمال اینکه جنگ های مستقیم و یا نیابتی که اکنون در خاورمیانه جریان دارد، بیشتر از این دامن ایران را بگیرد زیاد است. روشنفکران و انسان دوستان ایرانی تبار حتمن مخالف شعله ور شدن بیشتر آتش در خاورمیانه خواهند بود و به سهم خود به فرونشاندن آتش کمک خواهند کرد.

در شرایط بحرانی همیشه تدبیر و مذاکره بهتر از تهدید و خشونت جواب خواهد داد.

به گواه تاریخ، رژیم ها در ایران و در جاهای دیگر آمده اند و رفته اند. اما انسانها و فرهنگها و تمدنها، فرزندان و کتابخانه ها و دستاوردهای بشری باید بمانند.

کشوری چون آمریکا از بالاترین سطح تکنولوژی و عظیم ترین خزانه های دانش و اطلاعات برخوردار است. وقتی در این کشور، کاندیداهای معاونت ریاست جمهوری، در یک مناظره 90 دقیقه ای، چندین و چند ادعای غلط می کنند، از دیگران انتظار بیشتری نمی توان داشت.

اما از روشنفکران و فعالان حقوق بشر و حفظ محیط زیست و همه کسانی که دغدغه دمکراسی، آزادی و صلح دارند می توان انتظار داشت که از پنجره ای فراخ به رویدادهای جهان و منطقه خاورمیانه نگاه کنند.

از این منظر است که برقراری روابط دیپلماتیک بین کانادا و ایران را می توان قدمی بلند در جهت دستیابی به صلح، دمکراسی و آینده ای بهتر برای صدها میلیون ساکنان خاورمیانه، و نیز همه مردم جهان ارزیابی کرد.

Loading Facebook Comments ...