در جلسه گفت و شنود کنگره ایرانیان چه گذشت؟

روز یکشنبه 24 ژانویه، جلسه «گفت و شنود: نسبت آزادی با مسئولیت و اخلاق» از ساعت ۲:۳۰ بعدازظهر آغاز و بیش از 3 ساعت طول کشید. برگزارکننده جلسه کنگره ایرانیان کانادا بود. ۵ عضو هیات مدیره کنگره که در این جلسه حضور داشتند عبارت بودند از: ارسلان کهنموئی پور، میترا صفاری، آرشاک شجاعی، شهرام نامور آزاد و رضا قاضی. اداره جلسه با میترا صفاری بود.

در این جلسه حدود 70 نفر شرکت داشتند.

حدود 30 نفر در این جلسه صحبت کردند که چند نفر آنها بیش از یک بار صحبت کردند. بحز 5 نفر که بیشتر در باره مواردی چون فرهنگ گفتگو، مدارا، آزادی بیان و برچسب نزدن استفاده میکردند، دیگر افراد با تاکید بر مبارزه با جمهوری اسلامی، از برگزاری مراسم بزرگداشت آیت اله خمینی در 31 می 2015 (که توسط غیرایرانیان برگزار شده بود)، و مراسم عاشورا در ۲۴ اکتبر در ویلودیل به درجات مختلف انتقاد کردند، و حتی برخی از عباراتی نظیر «شکستن قلم پا»، «آزادی را زیر پا میگذاریم»، و «این آزادی را ما جلویش را میگیریم» استفاده کردند.



آگهی

یکی از شرکت کنندگان گفت: «جمهوری اسلامی مانند هیتلر است و نمی گذاریم حامیان جمهوری اسلامی از توافقنامه استفاده و به ما تحمیل کنند.»

آرشاک شجاعی و شهرام نامور آزاد دو تن از اعضای هیئت مدیره نیز نظر شخصی خود را ابراز داشتند.

آرشاک شجاعی گفت: «ما الان رانده شدگان آن جمهوری اسلامی هستیم. ما ایرانی ـ کانادایی هایی هستیم که مورد آسیب قرار گرفته ایم. از کشوری رانده شده و به اینجا آمده ایم … این دستاوردها در اینجا مورد تجاوز قرار خواهد گرفت توسط عواملی که در اینجا فعالانه حرکت می کنند. بی پرده بگویم ICC الان در خطر است. خطر لابی گری در درونش وجود دارد. این خطر را شما همه باید متوجه بشوید. این دستاوردها دارد مورد تجاوز قرار می گیرد و خواهد گرفت. امروز و فردا امنیت ما رانده شدگان در خطر است.»

شهرام نامور آزاد نیز در بخشی که درباره مراسم عاشورای ۲۴ اکتبر در ویلودیل بود گفت: «ایرانی بودن تعریف دارد، ایرانی بودن فقط زاده ایران بودن نیست، ایرانی بودن ریشه در ایران داشتن است، ساقه ما اینجاست ریشه ما در ایران است. جمهوری اسلامی سعی میکند لابی های قدرتمندی را در اینجا راه بیندازد و تمام چیزهایی که خلاف عرف بین المللی و انسانی است بصورت انسانی در لوای آزادی بیان این مساله را جا بیندازد.» او همچنین گفت: «چرا باید به ICC پیشنهاد شود که با «نایاک» فعالیت کند؟» او همچنین گفت: «صحبتهای ما در جائی که هستیم شنیده نمیشود چون اقلیت هستیم.»

دکتر رضا مریدی نیز در اواسط جلسه در جمع حضور یافت و پس از گفتار کوتاه چند دقیقه ای و پاسخ به چند سؤال جلسه را ترک کرد.

نماینده ریچموند هیل در پارلمان انتاریو گفت: «بحث اسلام نیست. من همیشه گفته ام مردم ایران 1400 سال است که مسلمان هستند. آنها با آمدن خمینی مسلمان نشدند و با رفتنش هم نامسلمان نخواهند شد.»

او سپس به مراسم 31 می اشاره کرد و گفت: «حدود 1000 نفر در این مراسم بودند. همه بودند، همه گروههای سیاسی، دوستان چپمان در یک گوشه بودند، مجاهدین هم در یک گوشه بودند، بقیه هم که متعلق به گروه سیاسی خاصی نبودند و یا از هر حرفه و عقایدی، بودند. ولی همه در یک چیز شریک بودند و آن اینکه ما ایرانیها اینجا نباید اجازه بدهیم که از خمینی بزرگداشت شود. آنها (برگزار کنندگان بزرگداشت) در محل خودشان در مسجد خودشان مجاز بودند این حرکت را انجام بدهند, ما هم مجاز بودیم اینجا اعتراض کنیم به این مسئله.»

دکتر مریدی در بخش دیگری از صحبت هایش ضمن تاکید بر اقدام های قانونی گفت: «ما از طریق قانونی توانستیم کشتار دهه 67 را چنایت علیه بشریت معرفی کنیم که خیلی خیلی مثبت بود. من انتظار دارم که در سالروز این واقعه دوستانی که در پارلمان هستند بلند شوند وMember’s Statement (بیانیه اعضاء) بدهند.»

یکی از حاضران به نام یاسر گفت رفتاری که در ایران می شود را نباید اینجا تکرار کرد: «هر کس مخالف است جاسوس خوانده می شود، چه ایران چه اینجا!»

یکی از حاضران به نام حسین نیز گفت: «استفاده از آزادی بیان مغلطه است، توده ای ها و اکثریتی ها به این مسئله دامن می زنند.»

یکی دیگر از حاضران ضمن تشکراز برگزاری این جلسه گفت: «کنگره خانواده من است… تعجب میکنم کسانی که در فیس بوک بیشتراز مدارا کردن و حق آزادی بیان برای همه دفاع میکردند الان اینجا نیستند و اکثرا اینجا مخالفان آنها حضور دارند. …از زندگی در اینجا باید یاد بگیریم و به هموطنانمان در ایران یاد بدهیم که معنی همزیستی و دمکراسی چیست.»

یکی دیگر از حاضران نیز گفت: «سفارت نباید باز شود و نباید به جنایتکاران اجازه (باز کردن سفارت در اینجا) داده شود.»

رضا بنائی رئیس قبلی هیئت مدیره کنگره در این جلسه حضور داشت و چندین بار صحبت کرد. برخی از اعضایی که وقت صحبت گرفته بودند، وقت خود را به او و امیر از رادیو پیام واگذار کردند. در اواخر جلسه میترا صفاری اداره کننده جلسه از ادامه این کار جلوگیری کرد.

رضا بنایی نیز در ابتدا با اشاره به اینکه موضوع این جلسه «آزادی، مسئولیت و اخلاق، سه عبارتی هستند که روح اله خمینی به هیچ عنوان با آن تناسبی نداشت» چندین نقل قول از وی برای یادآوری، بخصوص برای جوانان، خواند. سپس با اشاره به «تصویب به اتفاق آرا «کشتار تابستان ۱۳۶۷ در تاریخ ۵ جون ۲۰۱۳ در پارلمان کانادا به عنوان جنایت علیه بشریت» که دستاورد مبارزین خارج از کشوراست گفت: «کنگره ایرانیان کانادا با بستن زلف ایرانیان کانادا به چنین رژیمی و سردمدارانش مانع منافع ایرانیان کانادا میشود.»

علی وکیلی نیز در بخشی از سخنانش گفت: « ICC برای همه نیست، برای آنها که در ایران هستند که به غارت و چپاولشون ادامه بدهند و برای پاسپورت گرفتن خانم هایشان را میفرستند اینجا تا بتوانند به دنیا سفر کنند نیست، متعلق به آنها نیست، متعلق به آن بیش از ۹۰ درصد بقیه است.»

شخصی به نام علی نیز که سخنان کوتاه خود را با بسم اله شروع کرد گفت: «۱۳ ساله بودم که به کانادا هجرت کردیم… من در این جلسه شرکت کردم که بگم من شخصا موافق این برنامه عاشورا بودم، من با بودن آزادی مذهب در کمال آزادی در سال ۲۰۰۴ انتخاب کردم که مذهبم شیعه باشد. من و هم نظرانمان این حق را داریم که همانطور که کارناوال برای مسیحیان تشکیل می شود این حق را داریم که ابراز نظر و ابراز عقیده مان را در کمال صلح، در کمال توجه به فرهنگ کانادا، داشته باشیم.»

***

مشاهدات

در طول گفتگوها اعضای هیات مدیره و بخصوص آن اعضایی که حضور نداشتند به کرات از سوی برخی از حاضرین مورد اتهام و سرزنش قرار گرفتند، که با برگزاری این جلسه قصد مشروعیت دادن به جلسه «بزرگداشت» را داشته اند. میترا صفاری و ارسلان کهنموئی پور چندین بار توضیح و تذکر دادند که چنین قصدی وجود نداشته واین جلسه برای گفتگو و برای اینکه با چنین مسائلی چگونه باید برخورد بشود ترتیب داده شده است.

یکی از حاضرین که به فضای ایجاد شده و روشهای بکار رفته در جلسه اعتراض داشت و آنها را شبیه همان روشهای جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ می دانست ضمن ابراز تاسف گفت: «با دیدن این جلسه من سعی خواهم کرد فاصله دخترم را با کمیونیتی ایرانی حفظ کنم چرا که این روشهای خصمانه را دوست ندارم.» این کلمات او در سکوت ایجاد شده بسیاری را متاثر کرد.

علیرغم فضای نسبتا متشنج در طول این جلسه 3/5 ساعته، در اواخر جلسه صحنه مثبتی اتفاق افتاد. «یاسر» که در اوایل جلسه صحبت از مدارا و بر چسب نزدن کرده بود و سخنانش با اعترض مواجه شده بود و چندین بار حرفهایش قطع شده بود، صدایش از هیجان خالی و از تشویش پر بود. اما در اواخر جلسه زمانی که «علی» در دفاع از حقش برای شرکت در مراسم عاشورا اظهار نظر کرد، نه تنها حرفهایش قطع نشد بلکه در انتها مورد تشویق هم قرار گرفت.

حالا جو کمی ملایمتر شده بود. عصبانیت ها تا حدودی فروکش کرده بود. تحمل شنیدن بیشتر شده بود. آن لحظه بود که من به کارساز و مثبت بودن قدمی که اعضای هیات مدیره کنگره در برپایی این جلسه برداشته بودند معتقدتر شدم. تردیدم در اوایل جلسه جایش را به احساس نیاز بیشتر به چنین گفت و شنودهایی داد. هیات مدیره کنگره چه آنها که جلسه را اداره کردید و چه آنها که مبتکر برپائی این جلسه بودید و نتوانستید در آن شرکت کنید، خسته نباشید! 

نظر یکی از شرکت کنندگان در جلسه

جلسه 24 ژانویه کنگره ایرانیان کانادا در زمینه «نسبت آزادی با مسوولیت و اخلاق» علیرغم بسیاری حرفهای کلیشه ای و تکراری، حاوی جزئیات آموزنده ای بود که مرور اجمالی آنها خالی از لطف نیست:

  1. خیلی از ما گله مند از بیعدالتی هستیم ولی وقتی نوبت خودمان می رسد، به وقت عادلانه دو دقیقه ای که به ما اختصاص یافته قانع نبوده و کاملا به حقوق دیگران بی توجه می شویم (در این جلسه کمتر از 5 نفر به حق خود قانع بودند). مکررا وسط حرف دیگران می پریم بدون توجه به اینکه تمرکز فکر گوینده را به هم زده ایم. چند نفری با هم وقت دو دقیقه ای می گیریم و به سردسته تیم خودی قرض می دهیم تا صحبت مفصل خود را مطرح کند (مثل ایران که در صف نان و اجناس کوپنی همین کار را می کردیم.)
  2. بعضی باورها و قضاوتهای شخصی را آنقدر بدیهی می دانیم که باور نداریم و تحمل نمی کنیم کسی ممکن است جور دیگری فکر کند (نقل به مضمون «… اگر کسی راجع به این حکومت اینطور فکر کند باید به سلامت عقلش شک کرد …»).
  3. دوست داریم با یک کلمه درباره دیگران قضاوت کنیم (نقل به مضمون: «… شما یک کلمه بگو با این موضوع موافقی یا مخالف …»). در واقع می خواهیم سریع مشخص کنیم هر فرد خودی هست یا غیر خودی.
  4. کافی است بشنویم کسی فلان حرف ناخوشایند ما را زده یا فلان کار نامطلوب ما را کرده است. آن وقت است که برچسب و لیبل «خائن»، «لابی گر»، «مزدور» و … را نثار آن شخص می کنیم که شاید اصلا او را ندیده باشیم و نامش را هم بلد نباشیم.
  5. بدون دلیل معتبر، مشکل خودمان را یک مشکل فراگیر کامیونیتی می دانیم (نقل به مضمون: «… همه ما ایرانیان از ایران به اینجا فرار کرده ایم تا …»). اصلا در مخیله مان نمی گنجد که شاید مشکل ما، واقعا مشکل اکثریت این جامعه نباشد.
  6. بدون دلیل معتبر، افراد غیر همفکر یا هم جهت خود را اقلیت اندک می شماریم (نقل به مضمون:«… غیر از دو سه هزار تا بورسیه ای که ریش شان گیر است، همه ایرانیها …»).
  7. حقوق مدنی دیگران را فقط تا جایی که احساسات خودمان را جریحه دار نکند به رسمیت می شناسیم (نقل به مضمون: «… اگر معنی آزادی این است، من این آزادی را لگدکوب می کنم …»)

و خیلی نکات دیگر که ذکرشان شاید خوشایند نباشد.

زیباترین جمع بندی را از این جلسه، خانم مسنی به این ترتیب بیان فرمودند: «نشسته ایم و مثل آخوندها دائم ذکر مصیبت می گوییم». دردناک ترین جمع بندی را آقای جوانی به این مضمـون بیان نمودند: «امشب به خانه برمی گردم و به فرزندم می گویم که حق با اوست. ما ایرانیان چنین مردمانی هستیم.»

به هر حال باید از کنگره ایرانیان بخاطر برگزاری این جلسه تشکر کرد. چنین برنامه هایی این فرصت را فراهم می کند تا با خودمان بیشتر آشنا شویم.

مهران فرازمند شهروند ایرانی ـ کانادایی ساکن تورنتو

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید