خاطرات ژان کرتیین از فیدل کاسترو

پ پ پ

در روز درگذشت فیدل کاسترو در جمعه 25 نوامبر، حانا تیبدو Hannah Thibedeau خبرنگار CBC با ژان کرتیین گفتگویی داشت.

متن این گفتگو را در زیر ملاحظه میکنید:

***



آگهی

ژان کرتیین: بنظر غیرقابل تصور است وقتی شما میبینید در این کشور 11 میلیونی، کاسترو توانسته دنیای خبر را برای نسلها معطوف خود کند. دیدار هایم با او بسیار پر جاذبه بود. من گرچه به اندازه پیر ترودو به او نزدیک نبودم، ولی در طول زندگیم در چندین موقعیت با او ملاقات کردم.

با او چندین بار ملاقات داشتم، در سازمان ملل، وقتی برای بزرگداشت درگذشت پیر (ترودو) اینجا به مونترال آمد، در سفر رسمی ام از کوبا که طی 10 سال اولین رهبر غربی بودم که به آنجا می رفتم، با کاسترو دیدار داشتم.

او یک کمونیست بود و در اعتقاداتش از ضعف های سرمایه داری، دموکراسی ما و غیره شکایت می کرد. ما بحث میکردیم اما من می دانستم که او مرا نمی تواند تغییر دهد و من هم او را نمی توانم تغییر دهم.

خبرنگار: آیا هرگز خواستید که نظراتش را تغییر دهید؟

کرتیین: من سعی کردم که او منشور حقوق بشر سازمان ملل را امضا کند.

خبرنگار: چطور شد؟

کرتیین: خیلی جالب بود. او از قبل از آن آگاهی داشت. من قصد داشتم زمانی که به دفتر کارش می روم در مورد آن صحبت کنم. او از قبل کاغذی را آماده کرده بود که ما درباره آن بحث کردیم. با چه بندهای آن مخالفی؟ و در اکثر بندهای آن با من موافق بود. اتحادیه ها یکی از موارد جالب این گفتگو بود که او نمی خواست در آنجا وجود داشته باشد. من گفتم تو که در خدمت مردمت هستی، بهتر است بگذاری آنها برای خود سازمانهایی را به وجود بیاورند.

او گفت نه نه، آنها سازمان داده شده اند و خود من رهبر اتحادیه آنها هستم. خوب در جواب چه چیز بیشتری می توان گفت؟ او گفت که ما متوجه نیستیم، «من خودم اتحادیه هستم. من مردم را نمایندگی می کنم.» ولی می دانید که چنین نبود، با این حال این گفتگو خوشایند بود، ما ساعتها موارد مختلف را بحث کردیم.

خبرنگار: آیا او موافقتنامه را امضا کرد؟

کرتیین: نه، ما موارد زیادی را ساعتها بحث کردیم، تا دیر وقت شب. او عاشق حرف زدن بود.

خبرنگار: آیا او در طی این سالها در زمینه حقوق بشر در اعتقاداتش پیشرفتی داشت؟

کرتیین: یک کم، اما همانطور که می دانید، این سیستم، همانند نوع دمکراسی که ما داریم، مانند اقتصاد بازار آزاد نیست. او (در زمان) متوقف شده بود. یک نظام تحمیل شده کمونیستی که خیلی از مردم فکر می کنند که همه چیز از آنها گرفته شده است. هیچ دارایی خصوصی در آنجا وجود ندارد. او اموال خانواده خودش را هم مصادره کرد. پدرش آدم متمولی بود. او اموال پدر خودش را مصادره کرد. حتی یک سنت هم برای مادر و پدرش نگذاشت.

بنابر این بسیاری از مردم به آمریکا مهاجرت کردند، و از او متنفر شدند، و من هم جای آنها بودم همین عکس العمل را می داشتم.

یادم است که برای اتاق بازرگانی در نیویورک سخنرانی می کردم. یک نفر پرسید شما با یک دیکتاتور در کوبا رابطه دارید. گفتم: بله، شماها در سراسر آمریکای لاتین دیکتاتور دارید که با آنها معامله می کنید. برای من یک دیکتاتور، یک دیکتاتور است. دوستان شما دیکتاتورهای دست راستی هستند و این یکی دیکتاتور چپ است. برای من همه آنها یک دیکتاتور هستند. و من به آنها گفتم شما روابط تان را با کوبا عادی خواهید کرد، اما زیاد تند نروید. آنها متعجب شدند. من گفتم اینکار را زیاد سریع انجام ندهید، زیرا وقتی پا به کوبا بگذارید، به همگی شما در هتلهای کانادایی خوشامد گفته خواهد شد.

خبرنگار: از فیدل کاسترو چه خصوصیتی را بیشتر به خاطر دارید؟

ژان کرتیین: او انسان معتقدی بود که تا آخر زندگیش به اعتقادش پایبند ماند. اعتقادی که در آن او باور داشت که او درست میگوید. در آخرین بحثم با او، به او گفتم تو تنها کمونیست باقی مانده هستی!

او در جوابم گفت: «و من به آن افتخار می کنم.»

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید