قسمت اول: چمنتم مهندس!

طنز ایرونی: ماجراهای ایرونی شدن استیو – ۱

پ پ پ

ماجرا از اونجا آغاز شد که دوستم استیو گفت عاشق یه دختر ایرونی شده ولی پدر و مادر دختره حاضر نیستن دامادشون خارجی باشه.

استیو که اشک تو چشاش جمع شده بود از من کمک خواست.

خدایا چیکار کنم؟ چه جوری به استیو کمک کنم؟
سالها بود می شناختمش و می دونستم چه آدم ساده و رو راستیه. مث یه برادر دوستش داشتم، بهش توصیه کردم فراموش کنه و دنبال یکی دیگه باشه. گفت الا و بلا عاشق فرهنگ و غذاهای ایرونیه و حاضره برا ایرونی شدن هر کاری بکنه.



آگهی

دست به دامنم شد که هر جور شده بهش آداب معاشرت یاد بدم و کاری کنم کم نیاره. از من انکار و از استیو اصرار تا بالاخره دلم براش سوخت و پذیرفتم. از خوشحالی از جا پرید و گفت: Give me a Five
گفتم: از این حرفا دیگه نزن، درس اول اینه وقتی می خوای از کسی قدردونی کنی، سه بار دو طرف صورتشو می بوسی و قربون صدقه می ری و می گی چمنتم.

از تعجب می خواست شاخ دربیاره.
ـ یعنی من چمن تو بک یاردم.
ـ نه بابا این یه نوع مخفف سازی ایرونیه، مث شبکه خبری ABC یا CNN . اینجام چمنتم یعنی چ. م. ن.
ـ یعنی چه؟
ـ چ یعنی چاکرتم، میم یعنی مخلصتم، نونم یعنی نوکرتم!
ـ درس اول همین بود؟
ـ نه بابا، استیو اینقدر ساده نباش، هنوز مونده.
ـ بقیه ش چیه؟
ـ هر وقت با یه ایرونی روبرو می شی و اسمشو نمی دونی، چه جوری باید صداش بزنی؟
ـ نمی دونم، تو بگو.
ـ بهش میگی مهندس. مثلن می گی «مهندس بیزنس چه طوره؟ مهندس خانوم بچه ها خوبن؟
مهندس کی افتخار می دین شام خدمتتون باشیم؟

حالا دیگه استیو سخت در فکر فرو رفته بود.
زیر لب با خودش حرف می زد، ناگهان برگشت به من گفت:
ـ چمنتم مهندس!
ـ حالا شد، خوشحالم کردی، امیدوار شدم استیو، مث اینکه آماده ای درس دومو شروع کنیم.
از هیجان بلند شد و سه بار دو طرفِ صورتمو ماچ کرد و سریع سر جاش نشست و به این ترتیب آمادگی خودشو برای درس دوم ایرونی شدن اعلام کرد.

ـ «هر وقت ازت حالتو می پرسن، برعکس جواب بده، اگه حالت خوبه بگو «بد نیستم»، اگه حالت بده بگو «خوبم»، اگه حالت معلوم نیست چه جوریه و داری هنوز راجع بهش فکر می کنی بگو «خودت چطوری؟» اگه وضع مالیت خوب نیس، برو یه ماشین خیلی شیک بخر که مردم فکر کنن پولداری، ولی اگه کسی خواست ازت پول قرضه کنه بگو «حالا ندارم.»
دیدم استیو کاملن گیج شده، بهش گفتم بیا یه خرده تمرین کنیم.
ـ حالت چطوره؟
ـ حالا ندارم.
ـ گفتم عجب ماشین خوب و شیکی داری.
ـ ای بد نیستم.
گفتم: پول داری یه خرده بهم قرض بدی؟
گفت: خوب خودت چطوری؟
گفتم: بیشتر جوابات غلط غلوط بود ولی جای امیدواریه، داری یاد می گیری.
در اینجا تصمیم گرفتم یه زنگ تفریح بگیریم. ازش پرسیدم: خوب استیوجون از این دوست دختر ایرونیت بگو که اینقد عاشقشی.
ـ تورو خدا اینقد به من نگو استیو من اسمم رو کردم غلامحسین.
ازش معذرت خواستم و گذاشتم جوابمو بده. گفت: اسمش کتیه.
ـ کتی؟ مگه ایرونی نیس؟
ـ چرا.. اسمش سکینه بوده حالا کرده کتی. دختر مـدرن و روشنفکریـه، اسکـی و هاکـی بازی می کنه، کوهنوردی می کنه، تو کالجشون چیرلیدره.
ـ مواش چه رنگیه؟
ـ بلونده.
ـ سیتیزن آمریکاست؟
ـ بله اخیرا شد، چطو مگه؟
ـ عجیبه، موقعی که تو داری ایرونی می شی دوست دخترت داره آمریکایی می شه، ولی بدم نیس، یه مثل قدیمی می گه برو برا کسی آمریکایی شو که برات ایرونی بشه.

استیو باز گیج شد، به فکر فرو رفت و سپس گفت: درس سوم راجع به چیه؟
ـ درس سوم راجع به یکی از سوق الجیشی ترین و مهمترین نکات ایرونی بودنه، و اون آداب غذا خوردنه.
گل از گل استیو باز شد و لبخند بر لبش هویدا شد. فهمیدم شانس ایرونی شدن کسی که معنی غذا رو می فهمه زیاده.

Loading Facebook Comments ...