در روز جهانی پناهجویان، دیدارم با دو پناهنده ایرانی در کوبا

هفت سال پیش زمانی که در کوبا در شهر هاوانا، اسپانیایی می خواندم، در امتداد محله هاوانای قدیم (Havana Vieja)، در خانه آسیا (Casa Asia)، معلمی کوبایی با عشق زبان شیرین فارسی را به کوبایی ها درس می داد.تصمیم گرفته بودم تا باری دیگر به کوبا سفر کنم و این بار آن معلم کوبایی را ملاقات کنم و از او بپرسم که چه چیزی باعث شد تا از میان تمامی زبان های دنیا او به سوی یادگیری زبان فارسی برود. گرچه باید بگویم که جواب این سؤال را از قبل می توانستم حدس بزنم. دانستن زبان فارسی در را برای آشنایی با فرهنگی غنی و تاریخی کهن باز می کند. اما نظر او هم برای من جالب بود. و کنجکاو بودم بدانم. از این رو بود که به سوی هاوانا به راه افتادم. دوست قدیمی ام را از آمدن خود مطلع کردم و با هم به سوی خانه آسیا به راه افتادیم. از کنار مجسمه تاریخی ژنرال Máximo Gómez در کنار بلوار ساحلی مالکون Malecón گذشتیم و بعد از بازدید کوتاهی از خانه ارنستو چه‌گوارا، در نزدیکی مجسمه مسیح هاوانا به خانه آسیا رسیدیم. زمانی که سراغ کلاسهای فارسی را گرفتم گفتند مدتی است کلاسهای زبان هندی و ژاپنی جایگزین کلاس فارسی شده اند. ناراحت شدم و با دوست خود خداحافظی کردم. با مادرم به سوی وسط شهر هاوانا به راه افتادیم. توقفی کردیم در رستوران محلی به اسم Havana Pizza . در حال سفارش پیتزا بودیم که صدای بسیار آشنایی به گوشمان رسید. صدای شیرین زبان مادری ام. صدای شیرین زبان فارسی. با تعجب به مادرم نگاه کردم. آن منطقه هاوانا محله توریستی نبود و از آنچه که من از هفت سال پیش خبر داشتم دانشجویان و یا علاقه مندان ایرانی تبار به زبان اسپانیایی که درموسسات درسی و دانشگاه های هاوانا درس می خواندند به بیشتر از سه نفر نمیرسید، با وجود اینکه چینی، ایتالیایی و یا هندی کم نبودند. از این رو بود که به سوی صدای جوانی که به گوشمان رسید رفتیم. با دیدن ما دو جوان از جای خود بلند شدند و یکی از آنها به زبان اسپانیایی به ما گفت که می توانیم به جای آنها بنشینیم چون صندلی ها پر بودند. به آنها به فارسی سلام کردیم و آن دو تازه متوجه شدند که ما نیز ایرانی هستیم. سلام کردند و با تعجب پرسیدند: «شما هم پناهنده هستید؟»

غم و اندوه را در چهره شان دیدم. صدای گرفته و چشم هایی که خیس و قرمز بودند. در نگاهشان رنجی احساس کردم که ناراحتم کرد. رویم را به زمین انداختم. آری آن دو پناهنده پودند. دو دوست، دو پناهنده، دو جوان در کوبا. هفت سال پیش در این کشور تنها یک مکان برای شنیدن زبان شیرین فارسی وجود داشت و من در پی دیدار دوباره آن مکان به کوبا رفتم اما غرق رنج های پوشیده پناهندگان فارسی زبان شهر هاوانا شدم.

آنان از مشکلات خود به من گفتند و از محدودیت هایی که به عنوان پناهنده با آن مواجهه بودند. مشکلاتی که شنیدنش دشوار اما واقعیت است. دیدار اتفاقی من با آنان همزمان با روز جهانی پناهجویان بود. روز ۲۰ جون روزی ست که جهان سکوت میکند تا از دشواری ها، رنج و سختی هایی که پناهندگان در سراسر دنیا با آن رو به رو هستند، یاد کنند.



آگهی

به گفته António Guterres، کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، «در سراسر جهان، تقریبا ۶۰ میلیون نفر به دلیل جنگ و بحران آواره اند و از این تعداد ۲۰ میلیون پناهده هستند که بیش از نیمی از آنان کودکان می باشند.» آنان به سرزمینهای تازه ای پناه میآورند تا زندگی امنی را شروع کنند اما این هم چالشهای خود را به همراه دارد.

نداشتن خانه ای امن، دور بودن از خانواده، کمبود غذا و آب پاکیزه، نبود فرصت های درسی، تنها بعضی از مشکلاتی هستند که پناهندگان می بایست با آن مقابله کنند. با رو به افزایش بودن تعداد پناهجویان، جامعه جهانی می بایست تلاش خود را برای بهبود وضعیت زندگی پناهندگان در کشورهای متفاوت افزایش دهد.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید