داریوش از تورنتو شروع می کند: ایجاد مرکز آینه برای مبارزه با اعتیاد

گفتگو با داریوش: بله، می شود! می شود پاک شد و پاک ماند!

پ پ پ

اینکه هنرمندی در مقیاس «داریوش» در کاری چون «مبارزه با اعتیاد» فعالیت کند، آن هم فعالیتی در این مقیاس بی سابقه، بی نظیر و منحصر به فرد است.

گفتگو با داریوش هنرمند محبوب در رابطه با سمینار «انسان و پذیرش تغییر»  در تورنتو ـ یکشنبه 15 نوامبر

لطفا برای شرکت در سمینار با تلفن 2620-269-416 و یا به events@ayeneh.org ایمیل بزنید.

November 15th 2015 4:30-7:30 PM Sheraton Parkway Hotel & Suites 600 Highway 7 East (Highway 7 & Leslie Street) Richmond Hill, ON L4B 1B2

داریوش ایمان دارد که این فعالیتها می تواند تلنگری باشد به کسانی که در خوابند تا بیدار شوند و از جا بلند شوند و به اطراف بنگرند و ببینند «چه خبر است؟!» ببینند بچه ها و جوانان چرا دارند از بین می روند؟

درد برادر مرده را برادر مرده میداند!
داریوش در این قضیه مبارزه با اعتیاد جدی است و با هیچ کس حتی خودش تعارف ندارد.
می گوید: «همیشه می گم من از زیر خاک اومدم بیرون و شروع کردم به دوباره زندگی کردن. ناآگاهی اطرافیانم باعث شد که من نفهمم چه خبره!»

تا به حال نمی دانستم داریوش اینقدر خوش صحبت است. می گوید: «در آن سالهای دور، در یک مهمانی آقایی منقل و زغالش را آورد جلو، دیدم روی حقه اش نوشته «این دم شیر است به بازی مگیر.» بعدا فهمیدم این «دم شیر» عجب دم شیری بوده که 30 سال پدر ما را درآورد.»

داریوش اعتیاد را بیماری می داند.

می گوید: «من شانس آوردم که از این بیماری نجات پیدا کردم. وقتی به بهبودی رسیدم، شش ماهی که گذشت، با خود گفتم: ببین شش ماهه پاک هستی، پس می شود پاک شد، پس شروع کن به همه پیام بده که بله می شود پاک شد. از اون موقع شروع کردم و حالا خوانندگی کار دوم من است.»

حالا دوستانی هستند که کار موسیقی داریوش را می چرخانند، اما کار اول داریوش الان مدتهاست شده رساندن پیامی که به آن باور دارد، نجات دادن آنهایی که گرفتارند، امید دادن به آنها با ذکر دلیل و مدرک و واقع، از صبح تا شب برنامه ریزی می کند، برنامه های رادیویی، ترتیب دادن سمینارها در شهرهای مختلف، کمک به هر معتادی که به کمک احتیاج دارد، و از همه اینها مهمتر، پیشگیری از مبتلا شدن جوانان و نوجوانان به این مواد مهلک.

مثل این است که داریوش دارد می خواند. گوش کنید:
«به خدا می گم ترا شکر، به ما یه ماموریت دادی تا بتونیم مفید باشیم!»

درست به همین دلایل، باید به داریوش تبریک گفت. درست به همین دلایل، داریوش جایگاهی پیدا کرده که بی سابقه است. داریوش به خاطر همین کارهایش اینک در کنار هنرمندانی قرار گرفته چون عارف قزوینی و قمر الملوک وزیری که در تاریخ هنر ایران نه فقط به خاطر موسیقی شان بلکه به خاطر غم دیگران را خوردن، در قلب مردم ایران جای گرفته اند.

داریوش فقط به سمت شهرت و پول نرفته، هر چند که خوب می دانم این روزها می تواند از همه بیشتر در این رشته (موسیقی) پول بسازد. او این حرفها را پشت سر گذاشته حالا غم جوانانمان را دارد.

Ayeneh_Quarter

رویای داریوش
داریوش دوازده سال است که رویایی دارد و آن رویا را تعقیب می کند. این رویا چیست؟
او اعتیاد را یک بیماری جهانی می داند، و معتقد است برای برخورد با آن هم لازم است جهانی برخورد کرد. او متوجه می شود که سازمانهای غیرانتفاعی موجود، هر کدام در رشته مختص خودش فعالیت می کند و کاری به بقیه ندارد، مثلا یکی در زمینه کمک به پناهندگان، یکی در زمینه کمک به کودکان، یکی در زمینه کمک به معتادان، و غیره….

از اینجا، داریوش در رویای خود مثلثی را تجسم می کند که یک ضلعش سازمانهای غیرانتفاعی NGO`s باشند، یک ضلعش رسانه ها، و ضلع دیگرش هم مردم.

داریوش مدتهاست دارد این مثلث را شکل می دهد. او این روزها در حال پایه ریزی این مثلث در تورنتوست.

نقش خانواده
برای مبارزه با اعتیاد، داریوش نقش خانواده را مهمتر از خود بیمار می داند. می گوید: روزی در یکی از کنسرتهام که دکتر هلاکویی هم حضور داشت، به طنز گفتم: «از زمانی که دکتر هلاکویی تو رادیو برنامه گذاشت، ما فهمیدیم چقدر بیمار داریم.»

و بعد ادامه می دهد: «مسئله اعتیاد، سه درصدش مواد مخدر است، 97 درصد آن مسائل روحی ـ روانی است که مردم آن را نمی دانند.»
داریوش ادامه می دهد: «مادره به من زنگ می زنه میگه بچه ام معتاد شده می خوام ترک کنه، بهش می گم خوب به بچه ات بگو به من زنگ بزنه. میگه بچه ام زنگ نمی زنه. میگم: اون داره حال می کنه، شما به من می گی بهش بگم حال نکنه؟ اون موقعی که پایش به اعتیـاد باز نشده بوده شما باید آگاهی پیدا می کردی.»

داریوش می گوید: «خانواده آشفته، معتاد تولید می کند، در دنیایی که پر از مواد مخدر است، دنیایی که پر از مواد محرکه است، (صد رحمت به کسی که تریاکی یا هروئینی بود، الان بچه ها با مواد محرکه ای آشنا می شوند که شش ماهه سلسله اعصابشان را از بین می برد)، در چنین دنیای آشفته ای، حال خانواده که نمی داند قبل از آنکه بچه اش به دام اعتیاد بیفتد با او چگونه صحبت کند، و بدتر از آن، نمی داند بعد از آنکه بچه اش به این دام افتاد، چگونه با او صحبت کند، احساس ناتوانی می کند.»

 

مقصر اصلی
به اعتقاد داریوش، مقصر اصلی باورهای پوسیده و نخ نما است. خانواده باید بپذیرد که نمی داند، اما در عوض می گوید: بچه ام معتاد شده، حالش بد شده، فردا هم باید برود سرکار! فقط همین؟

نه، خانواده باید بپذیرد که نمی داند.

داریوش می گوید: «اعتیاد یک معنای بسیار گسترده ای دارد. من بعد از آنکه موفق شدم خودم را از اعتیاد نجات دهم، افتادم به مطالعه، و به تدریح نواقص خودم را شناختم، دیدم بابا من دوربین را انداخته بودم روی دیگران، و خودم از خودم غافل شده بودم. عیب را از دیگری می دیدم.»

 

باز هم خانواده
می گوید: «این خانواده «نازنین» و ناآگاه را باید از خواب بیدار کرد، اینکه بچه ات به دام اعتیاد افتاده مقصر تو هستی!»

می گوید: «ما می گوییم آنجا ـ در داخل ایران ـ پنجاه میلیون نفر درگیر اعتیادند. معنی اش این است که اگر در یک خانواده سه ـ چهار نفره یک نفر معتاد باشد، آن دو ـ سه نفر دیگر هم بیمار محسوب می شوند. و دروغ بزرگ جمهوری اسلامی این است که سی و پنج شش سال است می گویند ما فقط 5/2 میلیون معتاد داریم!

یک آسیب شناس محترم شش سال پیش برگشت گفت در ایران 47 میلیون نفر درگیر اعتیادند، بعد اون بدبخت را سر به نیست کردند و گم شد!»

داریوش ادامه می دهد: «وقتی اعتیاد از یک در وارد خانه ای می شود، از در دیگر عشق، ایمان، امید و زندگی بیرون می رود.»

سال 2000
داریوش می گوید: «در سال 2000، وقتی کاملا بهبودی پیدا کردم، مدتی که گذشت، دیدم شش ماهه لب به هیچ چی نزدم و حالا چه شعفی به من دست داده، دیدم می خوام برم جلو دوربین تلویزیون به مردم بگم:
آقایون، خانومها، من معتاد بودم اما بهبودی پیدا کردم، و حالا این اژدها را که روی شانه من نشسته بود، خوابانده ام، قبلا او زندانبان بود و من زندانی او بودم. ولی حالا من زندانبانم و او زندانی من است.»

داریوش ادامه می دهد: «بچه ها گفتند آقا میری اینارو میگی آبروت می ره، به خوانندگیت صدمه می خوره، اما من گفتم این چیزا حالیم

نیست، اومدم گفتم، و احساس کردم که این پیام من روی خیلی ها کار کرد، چون با خود گفتند: حالا که داریوش پاک شده، پس ما هم می تونیم پاک بشیم.»

داریوش آن موقع نگران آن نبود که به کارش و به خوانندگی اش لطمه بخوره، او به خیلی وسیعتر از اینها می اندیشید. او به میلیونها خواهر و برادرش در سراسر ایران و در سراسر جهان می اندیشید.

می گوید: «من دو برادر هم داشتم که در زندان به خاطر اعتیاد مردند؛ و حالا یک عالمه خواهر و برادر دارم که هر سال می روند سر خاکشون گل میزارند.»

مرکز آینه
داریوش سرانجام در سال 2003 مرکز آینه را تاسیس کرد.اینجا مرکزی است که مردم بتوانند بیایند رایگان کمک بگیرند. رایگان!
«و حالا به دنبال تشکیل مرکز مشابهی در تورنتو هستیم!»

می گوید: «باور نکردنی است که این همه انسانهای عاشق و خدمتگزار در تورنتو هستند که دلشان می خواهد خدمت کنند، اما دست و بالها بسته است. بهشان گفتم:
ـ «من یک سربازم. به شما قول می دهم که یکساله در تورنتو مرکزی بسازیم. مدتی قبل هم به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی ثبتش کردیم.
«آینه» نیز از سال 2003 رسما یک مرکز غیرانتفاعی است.»

داریوش می گوید: «ما در این نشست هایی که داریم به مردم می گیم: کسی که در خواب است را با یک تلنگر می توان بیدار کرد، اما کسی که خودش را به خواب زده به هیچ صورتی نمی توان بیدار کرد.»

می گوید: «ما با معتادان متمولی مواجه هستیم که پشت ماشین بنز می نشینند، اما کارتن خواب خانه خودشان هستند. کارتن خواب فقط اونی نیست که تو خیابون افتاده، اون بدبخت مستأصله! داشتیم آدمهای متمولی که به خیابونها افتادند، و داریم آدمهایی که در خیابون افتاده بودند اما دوباره (با ترک اعتیاد) به زندگی برگشته اند و دکترا گرفته اند و دارند خدمت می کنند.»

4

مادر آسیب های اجتماعی
داریوش معتقد است که اعتیاد، مادر آسیب های اجتماعی است که در زیر این چتر اعتیاد، پناهنـدگان آسیب مـی بینند، کودکان آسیب می بینند، و طلاق یکی از بزرگترین آسیب های آن است.
او می گوید آسیب های اجتماعی از قبیل اعتیاد در جهان داره به موازات نقض حقوق بشر جلو میره.

دیکتاتور بزرگ
به اعتقاد داریوش، مردم تصور می کنند فقط کشورها دیکتاتور دارند، اما آنها دیکتاتورهای کوچک هستند،  «دنیا را دیکتاتوری اداره می کند به نام «سلطه اعتیاد.»

همه چیز دانی!
می گوید: «اعتیاد زخم همه است؛»
آزادی حق من نیست، آزادی حق تو نیست، آزادی حق همه است! قدم اول دموکراسی شنیـدن صـدای مخالـف اسـت. ما هنوز نمی خواهیم بگوییم «نمی دانیم، بلد نیستیم.»
داریـوش به کتاب آقای حسن نراقی اشاره می کند و می گوید در حال تهیه ترانه ای در این ارتباط است.

می گوید یکی از نکته های مهم در کتاب «جامعه شناسی خودمان» آقای نراقی، فهرست آن است:

  • ایرانیان و دروغ
  • ایرانیان و پنهانکاری
  • ایرانیان و حسادت ورزی
  • ایرانیان و همه چیز دانی
  • ایرانیان و برتری جویی
  • ایرانیان و توهم دائمی توطئه

داریوش سخت از همه چیز دانی ایرانیان انتقاد می کند.
می گوید: «این خیلی بد است، بگو هیچ چیز نمی دانم.»

خاطره داریوش از کنسرتی در سوئد
می گوید: «در سوئد، روی صحنه به مردم گفتم دارم آلبومی تهیه می کنم که چهار تا از ترانه هایش هم آماده است، اسمش را از کتاب آقای حسن نراقی گرفته ام، به نام «چرا درمانده ایم؟» و وقتی این آلبوم را آماده کنم، خواندن را میزارم کنار، چون می ترسم هر جا به من برسید، مرا اعدام کنید و ترورم کنید.

من می خوام با زبان پدرانه این ترانه ها را برایتان بخوانم:
و اسم ترانه ها هم هست:

  • ایرانیان و دروغ
  • ایرانیان و پنهانکاری
  • ایرانیان و حسادت ورزی
  • ایرانیان و همه چیز دانی»

داریوش ادامه می دهد: «اما دیدم شروع کردند به دست زدن و من خیلی تعجب کردم. بهشان گفتم: با بغل دستی تون نیستم، من با خود شما که دارید دست می زنید هستم، به خود شما دارم می گم.»

یکی از ابتکارات داریوش در مرکز آینه، به راه انداختن وب سایتی است به نام Behboudichat.com هیچ کس تعجب نخواهد کرد که ایرانی ها از سراسر جهان با داریوش تماس بگیرند و بخواهند با او صحبت کنند. هنگام مصاحبه با سلام تورنتو نیز شاهد بودیم که جوانی از کرج به داریوش زنگ زد و به او اظهار علاقه و ارادات کرد.

اما داریوش خودش هم به سراسر جهان می رود و به پناهجویان و جوانانی که به کمک احتیاج دارنـد سـر می زنـد و بـا آنها صحبت می کند و از نزدیک با دردهای آنها آشنا می شود و به هر طریق که بتواند به آنها کمک می کند. او به سوئد، آلمان، هلند، و دهها کشور دیگر سفر می کند و می گوید: «رفتم ترکیه، به پناهندگان سر زدم، با آنها زندگی کردم، باهاشون همدردی کردم، آنها برعکس معتادها، جایی ندارند که از آن طریق به هم وصل شوند و با هم آشنا شوند.

حالا ما در Behboudichat.com 4 اتاق برای گفتگو و تماس ایجاد کرده ایم:

  • یکی برای خانواده ها
  • یکی برای معتادان
  • یکی برای تازه واردان
  • یکی برای پناهجویان

این گروه ها چون درد مشترک دارند از این طریق می توانند با هم در تماس باشند.»
داریوش با این ابتکار، امکانی فراهم آورده که این گروهها بتوانند با هم صحبت کنند و دردهایشان را در میان بگذارند. او با پزشکان کار می کند تا هر جور بتواند به این بچه ها کمک کند. برای مخارچ پزشکی آنها، بخشی را تامین می کند.

حقوق بشر
داریوش می گوید: «همه از نقض حقوق بشر صحبت می کنند و بعد فکر می کنند نقض حقوق بشر فقط یعنی اعدام! بهشان میگم: معنای حقوق بشر را شما نمی دانید.
میگن: آقا خوب طرف رو بردند اعدام کردند دیگه.

میگم: اون جنایت است، نقض حقوق بشر نیست، نقض حقوق بشر در خانه است، بین زن و شوهر، بین آنها و بچه شان، اینکه چگونه با هم صحبت می کنند.»
داریوش موفقیت را جدا از سلامتی نمی داند، در واقع سلامتی روح و روان را برتر از هر چیزی می داند. در مورد فرزندانش هم چنین است. و در واقع موفقیت بدون سلامتی روح را موفقیت نمی داند می گوید: «موفقیت را مستلزم سلامتی می دانم. موقعی که بچه عشق دارد و دارد با آرامش بزرگ می شود، این برای من هدیه است. روح و روان بچه ها با یک پک سیگار کشیدن آسیب می بیند. اینها اعتیادهای نامرئی است.»

خیلی ها به داریوش زنگ می زنند و از او برای ترک اعتیاد کمک می خواهند.
می گوید:
«ـ بعضی ها زنگ می زنن می گن آقا ما معتادیم یه راه حل به ما بگو. بهشان در دو کلمه می گم:
ـ همون کاری که من کردم رو بکن.
ـ میگه چی کردی؟
می گم: من فهمیدم مشکل من مواد مخدر نیست، مشکل من بیماری اعتیاد است که 97 درصدش روحی یه، سه درصدش مواد مخدره، اون سه درصد رو قطع کن، بعد به مرور پیرو یک برنامه ریزی، جلسات لازم رو برو، به بچه هایی که بهبودی پیدا کردن نگاه کن، و بعد می بینم که چگونه اتفاقی می افتد و معجزه می شود و بهبودی حاصل می شود.»

 

هنرمندان و اعتیاد
داریوش نسبت به همه با احترام صحبت می کند. از شخصیتش و پاسخ هایش کاملا روشن است که به دیگران کاری ندارد. اما در مورد بیماری اعتیاد و لزوم پیشگیری از آن در جوانان بسیار بسیار جدی است و وقتی با بزرگترین ستون موفقیتش یعنی خیل عظیم طرفـدارانش رک و پوسـت کنـده صحبت می کند، در موارد دیگر هم محکم و مستقیم و البته با نهایت صمیمت صحبت می کند.

می گوید:
«اینو من نمی گم بلکه همه می دونند که بالای هشتاد درصد از هنرمندانمان با اعتیاد از بین رفتند، اما صدایشان درنیامد تا پیامی باشند برای مردم، خانواده ها پنهان کردند…
در صورتی که اینها می توانستند خودشان پیام باشند.»

داریوش از هر فرصتی برای رساندن پیام استفاده می کند

داریوش از هر فرصتی برای رساندن پیام استفاده می کند

آمار اعتیاد در انتاریو
او با آمار و ارقام مربوط به انواع اعتیادها در انتاریو آشناست و در این زمینه به خوبی آگاهی دارد و می گوید: «به گفته وب سایت رسمی در انتاریو، آمار داروهای مخدر دار داروخانه ای در ظرف ده سال گذشته در انتاریو بالای هشتصد درصد بالا رفته و پزشکان محترم هم پیوسته تعداد  صدور این گونه نسخه ها را افزایش می دهند. در انتاریو حدود 63 درصد از دانش آموزان با ماری جوانا و الکل آشنا هستند و سن اعتیاد در بین دانش آموزان پایین آمده. هشتاد درصد از دانشجویان انتاریو به الکل مبتلا هستند. مصرف مواد مخدر کم شده اما به جای آن در ده سال گذشته اعتیاد به مواد محرک نظیر شیشه و امفه تامین ها زیاد شده که تخریب آنها بیشتر از مخدرهاست. من می گویم ما معتادهای خوشبختی بودیم چون ترک اعتیاد به مخدرهایی مثل تریاک آسانتر بود و چند روزه از بدن درمی آمد و سم زدایی می شد، اما ترک مواد محرک بسیار سخت تر است و روش درمانی مخصوص خود را می خواهند و در شش ماه اول نیاز به مددکار اجتماعی است.»

نیاز به کمک برای ایجاد مرکز آینه در تورنتو
داریوش می گوید: «یکی از موارد مهم که به خاطر آن برای تشکیل مرکز در تورنتو، فراخوان دادیم، موضوع (کمک) پزشکان، روانپزشکان و بیلدرها است. در انتاریو بیلدرهای بزرگی وجود دارند، ما نمی خواهیم مالکیت جا را به مرکز آینه بدهند، مالکیت مال خودشان، آنها فقط «جا» را به مرکز بدهند، اتاقهایی داشته باشد، و جایی برای سمینارها داشته باشد، و مالکیت مال خودشان، و افراد متمول بیایند لوازم مورد نیاز آن را بدهند، و پزشکان و روانپزشکان کافی است کمی از وقت خود را به طور رایگان بدهند، مثلا 5 ساعت در هفته، و اطلاع رسانی از طریق میدیا انجام شود، تا رسانه ها مردم و متمولین را تشویق کنند تا این مرکز را حمایت کنند. همه چیز هم زیر ذره بین است. آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

بنده هم فقط بالا سرش هستم تا این راه درست پیش برود، این بچه من است، این بچه پانزده ساله من است، چندین سال آن را در خانه نگه داشته بودم، بچه ها آمدند گفتند این بچه را بیار بیرون، جهانی اش کن، و الان ما داریم در کشورهای دیگر فعالیت می کنیم، داریم از تورنتو و کانادا آغاز می کنیم، و در آلمان نیز داریم آن را به ثبت میرسانیم.

مهمترین پیام ما به مردم این است:
ـ شما پایتان درد می گیرد می روید دکتر، ماشینتان اگر بنزین ندارد می روید به پمپ بنزین، شما به گردن به پایین خود فکر می کنید، اما به تفکر خود فکر نمی کنید، تفکر خود را عوض کنیـد زندگیتـان عـوض می شود.

اگر بخواهید با باورهای پوسیده به سراغ حل مسئله بروید، حل نمی شود و به بهبودی نمی رسید. بهبودی فقط سم زدایی نیست، بهبودی یعنی روز به روز بهتر شدن، بهبودی یعنی صداقت داشتن، بهبودی یعنی احساس مسئولیت کردن، بهبودی یعنی ترس ها را به ایمان تبدیل کردن.»
صحبت های داریوش مثل ترانه هایش به دل می نشیند. این چه رازی ست که نغمه ها، و گفته های او را جاودانه می کند؟

در سمینار «انسان و پذیرش تغییر» که به ابتکار داریوش، توسط بنیاد آینه، در  روز یکشنبه 15 نوامبر 2015 در تورنتو برگزار می شود، با پیام او بیشتر آشنا خواهیم شد. 

در این سمینار علاوه بر داریوش، دکتر عباس آزادیان (روانپزشک)، دکتر صمد اسدپور (پزشک)، و دکتر حسین عبداللهی ثانی (روانپزشک) سخنرانی خواهند کرد. 

لطفا برای شرکت در سمینار با تلفن 2620-269-416 و یا به events@ayeneh.org ایمیل بزنید.

 

November 15th 2015
4:30-7:30 PM

Sheraton Parkway Hotel & Suites
600 Highway 7 East
(Highway 7 & Leslie Street)
Richmond Hill, ON
L4B 1B2

Loading Facebook Comments ...