هدف، تجربه و نتیجه انتخابات نمادین تورنتو

پ پ پ

تظاهرکنندگان انتخابات آزاد در تورنتو

تظاهرکنندگان انتخابات آزاد در تورنتو

هفته گذشته هنگامی‌که چند تن از جوانان فعال دانشجو و غیر دانشجو در تورنتو از طریق شبکه فیس بوک اعلام کردند که قصد دارند در فاصله چند روز مانده به تاریخ انجام انتخابات ریاست جمهوری در ایران، در شهر تورنتو یک انتخابات نمادین برگزار کنند، شاید گروهی از دوستان نزدیکشان هم آنها را جدی نمی‌گرفتند. اما چند تنی که طراح این ایده بودند، تصمیم داشتند با متقاعد کردن دوستان دیگرشان یک حرکت خودجوش شهروندی را به انجام برسانند. سرانجام وقتی در شامگاه سه شنبه در سالنی در طبقه پایین کتابخانه نورت یورک، با پخش زنده اینترنتی و با حضور نمایندگان دو نشریه سلام تورنتو و شهروند، شمارش آرای جمع‌آوری شده در روزهای جمعه 7، شنبه 8 و یکشنبه 9 جون را انجام دادند، در مجموع رضایت کامل از حاصل چند صد ساعت کار حدود 40 تن را می‌شد بخوبی در چهره بسیاری از آنها مشاهده کرد.

هدف چه بود؟

در آغاز گروه برگزارکننده انتخابات نمادین در شهر تورنتو هدف از انجام چنین حرکت خودجوشی را چنین عنوان کردند:



آگهی

ما جمعی از شهروندان ایرانی تورنتو یک انتخابات نمادین در شهر برگزار می‌کنیم تا بگوییم

– بی‌تفاوتی، ساختار سیاسی را تغییر نمی‌دهد. انتخاب یک حق است و ما باید حق شهروندیمان را مطالبه کنیم.
– دولت‌های ایران و کانادا موظفند حق مردم ایران در تعیین سرنوشت خود را به رسمیت بشناسند.

در این ضمن برآوردی از رویکرد جامعه ایرانیان تورنتو به انتخابات پیش رو نیز به دست خواهد آمد.

آرای ریخته شده در یکی از صندوقهای رای

آرای ریخته شده در یکی از صندوقهای رای

پس از انتشار این خبر در فضای مجازی موجی از واکنش‌های مخالف و موافق با این حرکت آغاز شد. اما گروه چند نفری پیشگام این حرکت با جلب توجه و همکاری گروه دیگری از دوستان جوان و میان‌سال مشغول تهیه و تدارک وسایل و امکانات انجام برنامه، از قبیل تهیه صندوق‌های رای‌گیری، برگه‌های رای، پوسترهای تبلیغاتی و ایجاد یک صفحه فیس بوک برای اطلاع رسانی و ایجاد امکان بحث و گفتگو پیرامون انتخابات ریاست جمهوری در ایران و ضرورت تشویق افراد کامییونیتی برای پرهیز از بی تفاوتی و انفعال شدند.

در سه روز برگزاری انتخابات نمادین، در چند نقطه پر رفت و آمد اعضای کامییونیتی ایرانی در مرکز شهر تورنتو و مناطق ایرانی نشین شمال شهر، در ساعات مختلف روز و در شیفت‌های متفاوت، گروه نزدیک به 40 نفره تیم انتخابات، با جنب و جوشی شگفت‌آور و تقسیم کاری دقیق، وظایف یک ستاد انتخاباتی واقعی را انجام دادند. همزمان دهها تن موافق و مخالف این حرکت در فضای مجازی به بحث و جدل‌های گاه بسیار تند می‌پرداختند. اعضای گروه برگزارکننده نیز گاه از کنار خیابان و از کنار صندوقهای رای‌گیری در این بحث‌ها شرکت می‌کردند. خبر این حرکت شهروندی نمادین بلافاصله توجه چند رسانه فارسی زبان بیرون از ایران مانند شبکه بی بی سی فارسی و رادیو فردا را بخود جلب کرد و گزارشهای متعددی از چگونگی انجام این انتخابات و هدف از اجرای آن را منتشر کردند. توجه رسانه‌های فارسی زبان غیرکانادایی به این حرکت موجب توجه بیشتر مردم بویژه در فضای مجازی شد و بحث‌ها و گفتگوها، گاه با ابراز واکنش‌هایی تند از سوی مخالفان مشارکت مردم در انتخابات( حتی نمادین) بالا گرفت.

مخالفان این حرکت عمدتا از طرفداران تحریم کلی انتخابات(حتا انتخابات نمادین)، از سوی ایرانیان داخل و خارج از کشور بودند(وهستند) و موافقان اغلب استدلال می‌کردند(و می‌کنند) که رای ندادن، پیش از اینکه یک حرکت اعتراضی باشد، یک حرکت انفعالی است که هیچ ثمره‌ای ندارد. چند تن از برگزارکنندگان انتخابات نمادین در همان سه روز و روزهای بعد مشاهدات مستقیم خود با مردم در خیابان و گفتگوهای رد و بدل شده میان کسانی که پای صندوق‌ها ایستاده بودند و کسانی که از آنها تقاضا می‌شده در رای‌گیری نمادین شرکت کنند منتشر می‌شد.

تجربه‌های برخورد رو دررو

میترا نهچیری، از اعضای گروه برگزارکننده انتخابات نمادین به بهترین شکلی روایت چند تجربه شخصی از گفتگو با افراد کامییونیتی ایرانی در روزهای رای‌گیری را در صفحه فیس بوک خود منتشر کرده که قابل توجه است. میترا نهچیری از جمله نوشته است:

– «دختر جوان با کیسه های خریدش از خط کشی عابر پیاده رد شد و به ما با پوسترهایی که به فارسی دستمون بود و صندوقمون با تعجب نگاه کرد. بهش سلام کردم و گفتم که »می خوای رای بدی؟» بغض کرد و گفت «نه. خوب چهار سال پیش که رای دادیم مگر چی شد؟ دیدین چه بلایی سرمون آوردن؟ دیدین چقدرمون رو کشتن؟ نه! دیگه رای نمی دم! فایده اش چیه؟» باهاش در مورد این که خوب فایده ی رای ندادن چی می تونه باشه صحبت کردیم. گفت« خوب رای ها رو که نمی خونن!» آشکارا غمگین شده بود و گریه اش گرفته بود. در نهایت برگه رو گرفت و رایش رو نوشت روش. یکی از دوستان بهش به مسخره گفت «عصبانیتت رو هم روی برگه بنویس. دختر لبخند تلخی زد و گفت چرا به شما ؟ از شما که عصبانی نیستم!

یکی از صندوق‌های رای در خیابان

یکی از صندوق‌های رای در خیابان

– دو خانم جوان که یکی شون بچه اش رو توی کالسکه هل می داد به همراه خانم مسنی که می تونست مادرشون باشه قدم می زدن. بهشون در مورد رای گیری توضیح دادیم. یکی از خانم های جوان گفت: «نع!» و لپهاش رو باد کرد و رفت گوشه ای ایستاد. برای خانم مسن که توضیح می دادیم ، می خواست برگه های رای گیری رو بگیره و نگاه کنه ولی همین خانم جوان از طرف خانم مسن و از دور گفت: «گفتم نع!» و خانم مسن نگاهی به دخترش کرد و برگه رو با شرمندگی پسمون داد. ولی خانم جوان دیگه با بچه اش ایستادن. بهمون گفت: «خوب چهار سال پیش که رای دادیم چی شد؟ رایمون رو نشمردن.» بهش گفتیم که رای ندادن که دردی رو دوا نمی کنه. نگاهمون کرد و گفت رای من عوض نشده. هنوز هم موسوی یه !گفتیم خوب به همون رای بده!برگه رو نوشت و بچه اش رو از توی کالسکه در آورد . بهش گفت بریم رای بدیم. برگه رو به بچه اش داد که توی صندوق بندازه و بهش تاکید کرد که ببین !ما داریم رای می دیم! بچه با خوشحالی رای رو توی سوراخ صندوق انداخت و خانم لبخندی بهمون زد و تشکر کرد و رفت.

– «خانم و آقا و پسر نوجوانشون قدم می زدن. جلو که رفتیم و برگه ها رو دستمون دیدن، قبل از این که چیزی بگیم، آقا گفت برگه هاتون رو توی فیس بوک دیدم و رای نمی دم. من در انتخابات جمهوری اسلامی شرکت نمی کنم. گفتیم خوب همین ها رو بنویس. پشتش رو کرد و رفت. خانمش سرش رو به طرف ما برگردوند و لبهای نازک رژ زده اش رو غنچه کرد و گفت: اگر هم علامت بزنیم که رای نمی دیم، شماها آخرش رای مون رو به عنوان رای به یکی از این کاندیداهای دولت می شمرین!

– آقای میانسالِ صاحبِ رستوران با عصبانیت اومد از رستوران بیرون و آن چنان با تهاجم به طرفمون اومد که خاطره کتک خوردن 4 سال قبل برام تداعی شد. گفت این برای رای گیری جمهوری اسلامیه؟ من نه پاسپورت دارم و نه رای می دم. من اصلا این ها رو نمی شناسم . جمهوری اسلامی رو هم قبول ندارم! رای هم نمی دم«بهش گفتیم:خوب، همین رو بنویس. آروم شد. یک برگه برداشت و جلوی رای نمی دهم رو تیک زد و توی قسمت نظرات هم بد و بیراهی برای حکومت نوشت و رفت.

– خانم مسنی نشسته بود لب حوض وسط میدان مل لستمن که خستگی در کند. در باره ی رای گیری نمادین براش توضیح دادم. گفت: من این ها رو نمی شناسم و به هیچ کس رای نمی دهم. گفتم: اگر کسی هست که دلت بخواد اگر اون جزو کاندیداها بود بهش رای می دادی ، اون رو بنویس گفت آره ولی نمی شه که! اگر می شد…! گفتم: خوب این جا بنویس. ما که رایت رو می شمریم. و اعلام می کنیم. گفت: اون ها که نمی فهمن.گفتم: چرا . خبر این رای گیری رو امروز بی بی سی فارسی هم اعلام کرد. می فهمن! برگه اش رو که نوشت و دستم داد، با خجالت خنده ای کرد و یواشکی گفت: «رضا پهلوی!»

– خانمی پشت میز تیم هورتون نشسته بود با قهوه و لپ تاپش. یک کم (بیشتر از یک کم) شوریده حال بود. رفتیم جلو و بهش گفتیم داریم رای گیری نمادین انجام می دیم به قصد درگیر کردن ایرانیان با انتخابات و گزینه ی «تحریم انتخابات» و کاندیدای دلخواه هم داریم. گفت من نه وقت دارم و نه حوصله. من به هیچ کدوم از اینها رای نمی دم. در رای گیری هم شرکت نمی کنم. همه ی شما ها مثل هم هستین. همه تون رو از روی هم الگو برداشتن. مثل مجاهدین و شماها. با شماها هم حرفی ندارم. رای دادن هم فایده ای نداره.»بهش گفتم من با شما هم عقیده هستم. ولی… صورتش رو یک جوری کرد انگار یک بوی خیلی بدی به مشامش رسیده و به تندی گفت نه خیر! دروغ می گی. هیچ کس مثل من فکر نمی کنه. من تنها این جوری فکر می کنم!

صندوق رای گیری در یکی از محله‌های ایرانی نشین

صندوق رای گیری در یکی از محله‌های ایرانی نشین

– از دومین روز مراسم انتخابات نمادین تورنتو برمی‌گردم. هدف درگیر کردن جامعه‌ی ایرانی و خارج کردن ایرانی‌ها از انفعال بود. بیشتر مردم، حتی اون‌هایی که مایل به رای دادن نبودن هم برخورد خوبی باهامون داشتن. باهاشون صحبت کردیم (بهشون توضیح دادیم که گزینه‌ی من در انتخابات رای نمی دهم هم داریم) در نهایت به جز تعدادی که اصلا ما رو نادیده می‌گرفتن، بقیه رای دادن. عده‌ای هم کاندید خودشون رو توی برگه نوشتن (اکثرا اون هایی که جلوی من رای شون رو نوشتن ،کاندیداشون «موسوی» بود). عده‌ای کانادایی بودن که اومدن و ازمون اطلاعات گرفتن و باهامون همبستگی شون رو اعلام کردن. (یکی شون سرباز کانادایی برگشته از عراق بود و مدام می‌گفت تنها راه خلاص شدن از شر بعضی از سیاست‌مدارها – حتی کانادایی‌هاشون – یک تیر هست. پنج هزار دلار می‌گیرم و خودم می‌رم احمدی نژاد رو می‌کشم. کلی سعی کردم براش توضیح بدم که ما مشکلمون یک شخص نیست . بلکه یک نظامه!). بیشتر کانادایی ها می‌دونستن که هفته ی آینده در ایران انتخاباته و سوال می‌کردن که آیا احمدی‌نژاد می‌تونه دوباره کاندیدا بشه؟ براشون توضیح دادم که بدتر از اون رو داریم توی کاندیداها! . البته شایان ذکره که عده‌ای از ایرانیان نامحترم ما و دوستان رو در فیس بوک با الفاظی که شایسته‌ی خودشون بود نواختند.

نظر مخالفان

مخالفان حرکت انتخابات نمادین هم استدلالهای خودشان را یا بطور مستقل و یا به شکل پاسخ به طرفداران این حرکت ابراز کردند. از جمله حمیدرضا نوشته بود:

«دنیای شاعرانه و نمادین ما هم دنیای مخصوصی است. به پسران و دختران ما در کهریزک و اوین تجاوز جنسی میکنند، ما با یک کار نمادین تظاهر میکنیم هنوز این روش حکومت را انتخاب میکنیم. در سیاست خارجی به نام ما ده میلیون انسان را آواره کرده اند و ما با حرکتی شاعرانه و نمادین از تمرین های اخلاقی برای ظاهر دمکرات خود میگوییم. در قرن ٢١ حق دخالت ایرانی در تصمیم گیریهای سیاسی کشورش را از او گرفته اند (اصل ١١٠ قانون اساسی) و هنوز از گل و بلبل برای قیم و آقا بالا سر فرزانه سروده ها میسراییم. با امید که برای مقاومت در مقابل ارتجاع و باز پسگیری خانه نیز حرکت های نمادین هنرمندان را شاهد باشیم».

صمیمیت و عقلانیت

در روز آخر رای‌گیری بهزاد فرضی‌پور از اعضای تیم برگزاری انتخابات بر روی صفحه فیس بوک «نتخابات و ما» نوشت:

«خوب کار رای گیری ما تمام شد».

شمارش آرا

شمارش آرا

یکی از بهترین فعالیت های اجتماعی بود که در این چند سال اخیر با آن درگیر شدم. از دوستانی که در این راه همراه هم بودیم صمیمانه تشکر می کنم. یقینا ایران به افرادی مثل شما نیاز داره.

نکته ی قابل توجه این بود فضایی که من در دنیای واقعی باهاش برخورد کردم، بسیار بسیار متفاوت با صحبت های رد و بدل شده در این صفحه بود. هر چقدر که اینجا توهین و تهمت و افترا رواج داشت، در واقعیت با صمیمیت و دوستی و از همه مهم تر عقلانیت رو به رو شدم.

نمی دونم اونهایی که رای دادن این نظر رو می خونن یا نه. ولی از همه ی اونها هم برای شرکت در این حرکت تشکر می کنم. مخصوصا اون هایی که اگر چه با فعالیت ما و طرز فکر ما مخالفت شدید داشتند، ولی به جای تهمت و فحش و توهین، ایستادند و حرف ما را شنیدند و حرفشان را زدند و در نهایت رای به عدم شرکت در انتخابات دادند.

ما در این انجام این حرکت فحش خوریدم، برچسب خیانت و جاسوسی به ما زده شد، و حتی به طور غیر مستقیم تهدید شدیم که مراقب خودتان باشید، زیر نظر هستید و اذیت تان خواهند کرد. اما من به شخصه مصمم تر در این راهی که قدم گذاشتم حرکت می کنم، صد البته با همراهی دوستان عزیز.

نتایج انتخابات نمادین

تعدادی از تیم برگزاری انتخابات نمادین در شب شمارش آرا

تعدادی از تیم برگزاری انتخابات نمادین در شب شمارش آرا

اما نتایج انجام انتخابات نمادین چه بود. در شامگاه سه شنبه چهار صندوق رای، در حضور بیش از 20 تن از اعضای گروه انتخابات و گزارشگران نشریات شهروند و سلام تورنتو، که همزمان از طریق اینترنت پخش می‌شد، باز و شمارش شد. بر روی برگه‌های رای علاوه بر نام 8 تن کاندیدای رسمی و تایید صلاحیت شده برای شرکت در انتخابات، یک گزینه «در انتخابات شرکت نمی‌کنم» و یک «گزینه دلخواه» برای کسانی که مایل بودند نام فرد مورد علاقه خود را بر روی برگه رای بنویسند در نظر گرفته شده بود تا حتی مخالفان روند انتخابات در ایران و کسانی که کاندیداهای رسمی را نمی‌خواستند، بتوانند نظر واقعی خود را بیان کنند. برگه‌های رای بدون نام رای دهندگان تهیه شده بود و حتا سطری هم برای نوشتن هرگونه اظهارنظری پیش بینی شده بود.

پس از شمارش کامل آرا نتایج زیر بدست آمد:

مجموع آرای ریخته شده به 4 صندوق رای:701 رای.

آرای شمرده شده

آرای شمرده شده

گزینه در انتخابات «شرکت نمی‌کنم»: 387 رای.

روحانی: 114 رای. عارف:87 رای. قالیباف:21 رای. ولایتی:6 رای. رضایی:6 رای. جلیلی: 4 رای. حداد عادل: 2 رای. غرضی: هیچ رای.

تعداد رای دهندگانی که به «گزینه دلخواه» رای داده‌اند 97 تن بوده است. از این تعداد رضا پهلوی:38 رای. میرحسین موسوی: 27 رای. رفسنجانی: 19 رای. خاتمی: 7 رای. و محمد مصدق: 6 رای کسب کرده‌اند.

انتخابات نمادین شهر تورنتو برگزار و نتایج آن اعلام شد. حال باید در انتظار میزان مشارکت مردم ایران در انتخابات و اعلام نتایج دور اول و شاید دور دوم آن بود.

تظاهرات برای انتخابات آزاد در ایران

در روز یکشنبه 9 جون همزمان با انجام انتخابات نمادین در چند نقطه از شهر تورنتو، بیش از 30 تن از هواداران انتخابات آزاد و دموکراتیک در ایران در مرکز شهر تورنتو در میدان دانداس با در دست داشتن پلاکاردهایی به زبان انگلیسی با شعارهایی در مورد انجام انتخابات آزاد و دموکراتیک در ایران، دفاع از حقوق زنان و آزادی زندانیان سیاسی برگزار کردند.

Loading Facebook Comments ...