هالیوود و اسکار همان است که بود! مشکل از ماست!

پ پ پ

هشتاد و پنج سال از تاریخ معروفترین جایزه سینمایی جهان(اسکار)، می‌گذرد و دوسال است که فقط یکی از چند ده جایزه آکادمی اسکار، مهمترین موضوع بحث و گفتگوی گروه قابل توجهی از ایرانیان درون و بیرون ایران شده است. سال گذشته به خاطر اهدای نخستین جایزه اسکار به یک فیلمساز ایرانی(اصغر فرهادی)، برای فیلم «جدایی نادر از سیمین»، و امسال به خاطر اهدای جایزه بهترین فیلم سال به یک فیلم آمریکایی (آرگو). سال گذشته در همین روزها بندرت می‌شد از ایرانی سراغ گرفت که از اهدای جایزه اسکار به اصغر فرهادی شادمان نباشد. اما امسال ایرانیان فراوانی را می‌توان سراغ گرفت که به شکلی و با درجه‌ای از شدت و ضعف از اینکه فیلم سینمایی «آرگو» برنده جایزه اسکار بهترین فیلم شده است خشمگین و ناراحت‌اند. در حالیکه هم شادمانی سال پیش و هم خشم و عصبانیت امسال، هردو برآمده از انتخاب و تصمیم یک نهاد هنری- اقتصادی جهانی بنام آکادمی اسکار است. بر طبق هیچ معیار و وظیفه و دستورالعملی هم این نهاد، هیچگونه تعهد نوشته یا نا نوشته‌ای در برابر خوش‌آیندی و ناخوش‌آیندی مردمان این‌سو و آن‌سوی جهان ندارد، و مهمترین دغدغه‌اش تامین منافع اقتصادی سرمایه‌گذاران بازار «صنعت سینما»ست.

سال گذشته هنگامی که اصغر فرهادی، سینماگر ایرانی با مجسمه طلایی اسکار در دست، در برابر دیدگان بیش از یک میلیارد تن از مردم جهان، در پیامی کاملا سیاسی، گفت: «ایرانی های فراوانی … خوشحال‌اند، چون در روزهایى که میان سیاستمداران حرف از جنگ، تهدید و خشونت تبادل می شود، نام کشورشان ایران از دریچه باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیر غبار سیاست پنهان مانده است. (و) … من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى و کینه بیزارند»، کمتر کسی اظهار داشت که آکادمی اسکار با دیدگاه و قصدی سیاسی آن جایزه را به سینماگر ایرانی اهداء کرده است و تقریبا همه بر این نظر بودند که داوران آکادمی اسکار با نگاهی فرهنگی، منطقی، انسانی و قابل احترام به فرهنگ ایرانی و فیلم اصغر فرهادی توجه کرده‌اند. در حالیکه این روزها بسیاری از ایرانیان بر این عقیده‌اند که آکادمی اسکار با نظری کاملا سیاسی و به قصد مخدوش کردن چهره ایرانیان به فیلمی جایزه بهترین اثر سینمایی را داده است که نه ارزش هنری دارد و نه به «واقعیت»های ماجرای گروگان‌گیری توجه کرده است.

واقعیت این است که از همان 85 سال پیش تاکنون سینمای هالیوود، با کمپانی‌های عظیم و سازمان‌های تبلیغاتی بزرگ، بی وقفه در حال رویاسازی و رویاپروری برای بخش بزرگی از مردم جهان بوده و هست. در همه این سال‌ها نیز در مراسم اهدای جوایز سالانه اسکار، صدها اثر سینمایی از سراسر جهان به عناوین مختلف مورد تشویق و شایسته قدردانی و دریافت جایزه قرار گرفته‌است. بخشی از آثار سینمایی انتخاب شده توسط آکادمی اسکار، به شهادت تاریخ سینمای جهان، در رده آثار هنری کلاسیک و ارزشمند سینما جا دارد، و بسیاری از آثار جایزه گرفته دیگر، به دلایل بسیار به فراموشی سپرده شده است.



آگهی

اگر چه هرسال، صدها نقد و تفسیر جدی و یا بی پایه و اساس نیز در باره آثار برگزیده آکادمی اسکار منتشر شده و بحث‌ها و جدل‌هایی زودگذر نیز درگرفته است. به همین جهت، نه شادمانی‌های ناشی از اهدای اسکار سال گذشته به سینماگر ایرانی، آنچنان پایدار و اثرگذار در افکار عمومی مردم سینما دوست جهان بوده است و سیمای جهانی ایرانیان را «درخشان»تر کرده است و نه خشم و عصبانیت کنونی ناشی از اهدای جایزه بهترین فیلم سال( به اثری که ما ایرانیان از محتوا و شیوه نمایش داستان آن راضی نیستیم)، می‌تواند پایدار و اثرگذار باشد و چهره ایرانیان نزد مردم جهان را «ناخوشایند»تر نمایش دهد.

اینکه گفته می‌شود، فیلم سینمایی «آرگو» و اهدای جایزه بهترین فیلم سال به آن، یک حرکت، تصمیم و ژست سیاسی است، درست. اما مگر حتی دیگر فیلم‌های انتخاب شده امسال، که جوایز دیگری گرفتند، سیاسی نیستند؟ اینکه گفته می‌شود سازندگان فیلم «آرگو» خواسته‌اند به شکلی اقدام ِ به واقع، نامتعارف، غیر قانونی و ناپسند و تحقیرآمیز ماجرای گروگان‌گیری را تلافی کنند، درست. اما مگر انتظار دیگری باید می‌داشتیم؟ اگر قرار بود سینماگری ایرانی یک فیلم سینمایی موفق(از نظر فروش و بازدهی اقتصادی در حد بالا)در باره واقعه‌ی 28 مرداد بسازد، چه تصویری از آمریکایی‌ها به نمایش می‌گذاشت؟ اینکه می‌گویند برخی از حوادث و رویدادهای نمایش داده شده در فیلم «آرگو» با واقعیت همخوانی ندارد، درست. اما مگر ادعا شده است که این فیلم یک مستند تاریخی است؟ از آن گذشته آیا همه‌ی واقعیت‌ها و جزئیات ماجرای گروگان‌گیری و نقش‌آفرینان و تصمیم گیرنده‌ها و خاتمه دهندگان یکی از پرهزینه‌ترین ماجراجویی‌های سیاسی برای مردم ایران، برای خود ما ایرانیان واضح و آشکار است؟

کوتاه اینکه برغم همه‌ی ایرادهای منطقی به فرم و محتوا و انگیزه‌های ساخت و پرداخت و توجه به فیلم سینمایی «آرگو»، نباید فراموش کرد که انتخاب بهترین‌های سینما در مراسم اسکار توسط صدها و شاید چند هزار رای‌دهنده پراکنده در نقاط مختلف با گرایش‌های عقیدتی، سیاسی، هنری متفاوت انجام می‌شود. بنابراین تصور اینکه تصمیم و اعمال سیاستی خاص از سوی یک گروه معدود، تعیین کننده برتری این یا آن اثر سینمایی است، تا اندازه زیادی می‌تواند ناشی از تخیلات و تصورات وهم‌آلود و سابقه دار ما نیز باشد. نمی‌شود که وقتی مثلا آکادمی نوبل جایزه صلح‌اش را به یک ایرانی می‌دهد، انتخاب درست و معقول و شایسته‌ای کرده باشد، و هنگامی که همین جایزه را به کسی می‌دهد که ما تشخیص می‌دهیم شایسته دریافت آن نیست، آکادمی و اعضای آن تبدیل به بی‌اعتبارترین و مغرض‌ترین افراد بشوند و جایزه‌ هم اعتبار خود را از دست بدهد!

بی شک همه ما حق داریم نظر و نگاه انتقادی به رویدادها و مسائل پیرامونی خود را داشته باشیم و آنرا ابراز کنیم. اما اینکه خیال کنیم به خاطر تاریخ و فرهنگ و گذشته و اکنون «با افتخار» و «بی افتخار» ما ایرانیان، جهان بدهکار ماست و وظیفه دارد «از گل بهتر» به ما نگوید و اشاره نکند که «بالای چشممان ابروست»، همچنان روزی از «شادمانی» پرواز می‌کنیم و روزی دیگر از «خشم و سرخوردگی» سر به دیوار می‌کوبیم!

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید