انتخابات بر مبنای ترس یا امید؟

روز 6 اکتبر آینده قرار است انتخابات پارلمان استان انتاریو برگزار شود و حزب سیاسی برنده انتخابات زمام امور چهارسال آینده 13 میلیون تن ساکنان بزرگترین و مهمترین استان سرزمین پهناور کانادا را بدست گیرد. 

در باره سرنوشت این انتخابات، با توجه به نظرسنجی‌های گوناگونی که این روزها منتشر می‌شود، پرسش‌های بسیاری می‌توان طرح کرد. آیا دولت لیبرال انتاریو پس از 8 سال اداره امور را به حزب محافظه کار انتاریو واگذار می‌کند؟ آیا موج «آبی» شدن نقشه حوزه های انتخاباتی انتاریو در انتخابات گذشته فدرال، در انتخابات پیش‌رو هم تکرار خواهد شد؟ آیا موج «سونامی نارنجی» انتخابات سراسری بهار گذشته، در انتخابات 6 اکتبر باز هم شگفتی ایجاد می‌کند؟ آیا با درگذشت جک لیتون، رهبر حزب نیودموکرات و نبود ِ یک رهبری سیاسی در قد و قواره او، انگیزه و امید هواداران این حزب به یاس و نا امیدی تبدیل شده و میدان برای پیروزی و تاخت و تاز محافظه‌کاران فراخ‌تر شده است؟ آیا حزب لیبرال انتاریو پس از دو دوره اداره امور و با کوله‌باری از موفقیت‌ها و شکست‌ها و وعده‌های وفا نشده و خطاها و سوء مدیریت‌های چند وزیر «سنگین وزن» کابینه، حرف و ایده تازه‌ای ارائه می‌کند تا رای دهندگان را متقاعد کند تا برای بار سوم سرنوشتشان را آنها بسپارند؟ 

بی‌شک هریک از کسانی که توجهی بسیار یا اندک به تغییر و تحولات سیاسی استان انتاریو دارند پاسخ‌هایی متفاوت برای پرسش‌های فوق و بسیاری پرسش‌های دیگر دارند. اما برخی واقعیت‌های آماری و روند مبارزات انتخاباتی جاری چشم‌انداز روشن و امیدبخشی را ترسیم نمی‌کند. یکی از واقعیت‌های تاسف‌بار زندگی سیاسی اجتماعی جامعه‌های مدرن و دموکراتیک، سیاست گریزی بیش از پیش شهروندانی است که حق و وظیفه مشارکت در امورسیاسی را بکلی فراموش کرده‌اند و با بی توجهی‌شان شرایطی را پدید آورده‌اند که بیشتر دولت‌های منتخب و اداره کنندگان امور شهری، استانی و کشوری، در عمل نماینده اقلیتی از افراد آن جامعه‌ها هستند و برنامه‌ها و هدف‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مورد نظر خود را بر اکثریتی از مردم اعمال می‌کنند. 



آگهی

مثلا، نگاهی به آمار انتخابات‌ پارلمانی سال 2007 در استان انتاریو نشان می‌دهد که درصد مشارکت شهروندان واجد حق رای در انتخابات نزدیک به 52.8 درصد(4 میلیون و 423 هزار و 828 رای) بوده که حتی رکورد پایین‌ترین میزان مشارکت در انتخابات پارلمانی انتاریو در سال 1923 میلادی(حدود 54.7 درصد) را هم شکسته است. در همان انتخابات سال 2007 دولت لیبرال انتاریو به رهبری آقای دالتون مگینتی با 42.2 کل آرا(1میلیون و 867 هزار و 273 رای) پیروز شد و از چهار سال پیش تاکنون حکومت کرده است. در چنین شرایطی، و خارج از برنامه‌ها و وعده‌های سیاسی احزاب مختلف، پرسش اساسی می‌تواند این باشد که چرا چنین وضعیتی بوجود آمده است؟ آیا در انتخابات آینده قرار است باز هم تعداد رای دهندگان رو به کاهش باشد؟ آیا مسئولیت چنین بی توجهی تنها بردوش شهروندانی است که نسبت به سرنوشت خود و دیگران بی اعتنا هستند؟ یا رفتارها و کردارها و گفتارهای سیاستمداران است که موجب چنین بی‌توجهی‌های روبه افزایشی است؟ 

اگر تلاش کنیم واقع‌گرایانه به این پرسش‌ها پاسخ دهیم باید بپذیریم که بی‌توجهی غیرمسئولانه شهروندان نسبت به عدم مشارکت در روند انتخابات‌ها، تنها دلیل کوچکی برای توضیح این وضعیت، و مسئولیت احزاب سیاسی و کاندیداها و سیاستمداران بسیار بیشتر است. روند مبارزات انتخاباتی کنونی از جهات گوناگون، مانند شیوه تبلیغات و پیام رسانی‌ها؛ نقد و تخطئه‌ی برنامه‌ها و عملکردهای رقبای سیاسی؛ وعـــده‌های ناممکن و غیرمسئـــولانه؛ ایجاد امیدهای واهی؛ ایجاد ترس‌ها و نگرانی‌های بی‌پایه و اساس؛ بی اعتنایی به معظلات واقعی زندگی روزمره مردم و نسل‌های آینده؛ نپذیرفتن مسئولیت‌ خطاهای انجام شده عمدی و غیرعمدی؛ سوء استفاده‌های مالی از دارایی‌های عمومی و بسیاری دلایل دیگر، مهمترین عوامل بی اعتنایی گروه قابل توجهی از شهروندان در عدم مشارکت در روند انتخابات است. 

وقتی در همین مبارزات کنونی انتخاباتی مشاهده می‌کنیم که حتی برخی از چهره‌های شاخص و معتبر دولت لیبرال به جای توضیح و تشریح برنامه‌های انجام شده و ارائه برنامه‌های نو برای آینده و پذیرفتن مسئولیت مشترک خطاهای برخی از همکارانشان، مخاطبان خود را از پیروزی احتمالی محافظه کاران می‌ترسانند! و یا هنگامی‌که رهبر محافظه‌کاران انتاریو شهروندان کانادایی متعلق به ملیت‌ها و فرهنگ‌های دیگر و مهاجران قانونی به این کشور را «کارگران خارجی» خطاب می‌کند و سیاست‌های پوپولیستی را درپیش می‌گیرد! یا وقتی کاندیداهای حزب نیودموکرات از برنامه‌هایی سخن می‌گویند که بیشتر رویاپردازی است و با امکانات موجود هیچ همخوانی ندارد! شگفت‌آور نخواهد بود که گروهی از شهروندان همه‌ی سیاستمداران را با انواع برچسب‌های به‌جا و نا به‌جا «سرو ته یک کرباس» بنامند و به صندوق‌های رای پشت کنند. 

با توجه به همه‌ی نکات فوق باید پذیرفت که در هیچ شرایطی، بی اعتنایی به یکی از مهمترین حقوق و وظایف شهروندی (یعنی مشارکت آگاهانه و فعال در امور اجتماعی و سیاسی و روند انتخابات)، راه رهایی از بسیاری معظلات گریبانگیر زندگی انسان‌ها نیست. 

در همین روزهای باقیمانده تا انتخابات می‌توان در فرصت‌های ممکن به کاندیداهایی که با روش ایجاد ترس از پیروزی رقیبان سیاسی، تقاضا می‌کنند به آنها رای دهیم، به صراحت بگوییم که ادامه روند دموکراتیک در جامعه و ایجاد شرایط بهتر زندگی برای مردمان امروز و نسل‌های آینده، نه با ایجاد ترس از رقیبان سیاسی در میان مردم، بلکه با ایجاد انگیزه مشارکت در امور عمومی و امیدهای واقعی برای فردایی بهتر امکان پذیر است.

Loading Facebook Comments ...

اولین نظر دهنده باشید

با یک کلیک در خبـــرنــامه سلام تورنتو عضو شوید!

و داغ ترین اخبار کانادا را سریعا در ایمیلتان دریافت کنید